معمای تختی؛ قتل یا خوکشی؟ / اسطوره را ما در خود شکستیم!

معمای تختی؛ قتل یا خوکشی؟ /  اسطوره را ما در خود شکستیم!

#وجیزه

معمای تختی؛ قتل یا خوکشی؟

اسطوره را ما در خود شکستیم!

حمیدرضا امیدی سرور

عرض شود که غلامحسین ساعدی روایت کرده وقتی خبر مرگ صمد را در به آل احمد دادیم، گفت که باید شایع کنیم حکومت در مرگ او دست داشته!

اینکه ماجرا چقدر اخلاقی است، بحثی است که برای آل احمد در آن زمان اصلا دغدغه نبوده؛ او با دیدگاه هدف وسیله را توجیه می کند، استفاده از هر دستاویزی را برای خراب کردن حکومت وقت مجاز می دانسته است.  این جعل واقعیت، غرق شدن بهرنگی در رودخانه ارس که گویا به دلیل تندی جریان آب و گرمی کله او بوده، بدل به پروژه ای شهید سازانه کرد  و به حسن شهرت او و منفور شدن حکومت وقت منجر شد. زمینه برای ماجرا البته بسیار مهیا بود چرا که مردم ایران از قدیم عادت کرده اند مسائل را باهم قاطی کنند.

در مورد غلامرضا تختی که این روزها اشاره به ماجرای خودکشی او در صدا و سیما (برنامه اختیاریه با حضور جمشید مشایخی) حاشیه دار شده ماجرا کم و بیش همین گونه است. نکته اینجاست که مردم ایران هیچگاه دوست ندارند مسئولیت تاریخی کارهای خود را آنگونه که هست بپذیرند و اینجا نیز مثل همیشه مسائل را باهم قاطی می‌کنند دروغی را آنقدر برای خود تکرار می کنند و شاخ و برگ به آن می دهند که دست آخر برای شان واقعیت جلوه می کند.  انگار که اگر کسی خودکشی کرده باشد دیگر کل سجایا اخلاقی او زیر سوال می رود. در حالی که چند تا از چهره های بسیار بزرگ تاریخ معاصر ایران خودکشی کرده اند و این مسئله نه تنها لطمه‌ای بر حیثیت آنها نمی زند،  بلکه بر قدر و مقامشان می افزاید و حتی به نوعی کار آنها را تکامل می بخشد. در مورد صادق هداست هم این طور بود، در مورد تختی هم همینگونه است.

شاید خودکشی در مورد برخی آدمها نشانه ضعف باشد، اما برای آدمی دیگر در موقعیتی دیگر و با روحیاتی دیگر می تواند عین قدرتمندی محسوب شود. اینکه فرد شهامت و قدرت گذاشتن نقطه پایان زندگی اش را داشته باشد کم چیزی نیست و این کار را آگاهانه انجام دهد، نه از روی واکنشی آنی و خامدستانه.

 تختی را نه حکومت پهلوی و نه همسرش که مجموعه همه ما مردم ایران کشتیم! با انتظارات زیادی که از او داشتیم (هریک به نوعی) وقتی همه روی او فشار می آوردند تا خودش نباشد و بدل به کسی شود که آنها می می خواهند اما تختی زیر بار هیچ از این فشارها نرفت و ترجیح داد خودش باشد.

بی شک تختی آدم باسوادی نبود، اماکسی هم از او انتظار سواد یا سخنرانی کردن نداشت. سجایای اخلاقی او ربطی به سواد نداشت، حکایت از معرفت انسانی والای او داشت. حرفش را با کارها ارزشمندی که در طول زندگی انجام داد زد. زمانی که خانواده خودش، دوستانش، همسرش، حکومت پهلوی، هم تیمی ها و همه و همه روی او فشار می آوردند تا مطابق میل آنها تغییر کند، او تن به تغییر نداد و اتفاقا بزرگی کار او بود که ترجیح داد پیش از آنکه این جماعت (ما) او را از پا در بیاورند، خودش نقطه پایان زندگی اش را بگذارد تا همیشه همینقدر بزرگ و اسطوره‌ای در اذهان باقی بماند.

به نظرم بهترین پایان بندی درباره زندگی تختی را بهروز افخمی در فیلمی که راجع به تختی  (درادامه پروژه علی حاتمی درباره تختی) ساخت، نشان داده است. او  به صحنه ای از فیلم بیلیارد باز ساخته رابرت راسن ارجاع داد که شخصیت های اصلی فیلم درباره زنی که خودکشی کرده سخن می گویند، آنها می گویند این نا بودیم که با رفتارمان (نوع رابطه مان) او را کشتیم.

حالا هم بهتر است یک بار همیشه مستولیت تاریخی خود را بپذیریم و به جای انداختن تقصیر گردن این و آن و یا برآشفته شدن از اشاره به این واقعیت تاریخی، قبول کنیم که اسطوره را خودمان شکستیم، خودمان کشتیم، با خواسته هایمان، با کارهایمان، هریک سهمی در این ماجرا داشتیم. همان گونه که امروز با جعل واقعیت و سرپوش گذاشتن روی آن می خواهیم به گونه ای دیگر تختی را به مسلخ ببریم. نکته آنجاست که هیچ از ویژگی های برجسته تختی با حقیقت خودکشی او کمرنگ که نمی شود هیچ؛ بلکه او را بزرگتر می کند. چرا که اسطوره حاضر شد خود را بکشد اما تن به تغییر نداد و همرنگ جماعت نشد.

مد و مه/شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷

نظرات:
۱۳۹۷/۱۲/۱۸ ۱۴:۵۲:۲۱ جعفر

بايد همچون بهروز افخمي و سعيد قطبي زاده و مسعود فراستي -سه انسان والا و وارسته-مرد بود و ترس به دل راه نداد و از توصيف حقيقت واهمه نداشت.شكستن شمايل كساني همچون هدايت و تختي فقط از عهده اين سه نفر بر مي آمد.

۱۳۹۷/۱۲/۱۸ ۱۶:۲۴:۵۶

درسته که حرف حساب یه متن مهمتره تا ظاهرش ولی نه به اینکه دو تا غلط املائی(شاید یکیش تایپی باشه.) پیدا بشه توی متن!

۱۳۹۷/۱۲/۲۴ ۱۰:۰۶:۰۰ Fz

نه، به اين يادداشت! "حقيقتِ خودكشى" را همه مى فهمند، پس لابد دليلى دارند كه نمى پذيرند.

۱۳۹۷/۱۲/۲۹ ۰۷:۵۶:۱۰ مردم

نشدکه تو خودت الان تقصیر بازی راه انداختی و انداختی گردن یه مفهوم کلی به نام مردم نه جونم جهان پهلوان رو کوتوله ای به نام کاکارستم خاک کردو کاکارستم این قصه زنی به نام شهلا توکلی بود این بحث خاله زنکی نیست این درده و حالا جای اینکه کوتوله ها مسئولیت حماقت و حقارتشونو بپذیرن سکوت کردن و مردن زنده ی اون نسل کوتوله هم که داره پاچه می گیره تفو برتو ای چرخ گردون تفو

۱۳۹۸/۰۱/۰۱ ۱۱:۴۳:۱۳ فلوید پاترسون

متن با احساس پهلویدوستانه نوشته شده بود. ارزش خواندن نداشت

۱۳۹۸/۰۱/۰۱ ۱۱:۴۳:۵۷ فلوید پاترسون

متن با احساس پهلویدوستانه نوشته شده بود. ارزش خواندن نداشت

اخبار برگزیده