جنبه‌های طنزآمیز قضاوت! / محمد مفتاحی

جنبه‌های طنزآمیز قضاوت!  / محمد مفتاحی

نگاهی به «از پشت ميز عدليه» (خاطرات طنز یك قاضی دادگستری) اثر امین تویسركانی

جنبه‌های طنزآمیز قضاوت!

محمد مفتاحی

 

 «جهان تازه دم» عنوانی است که نشر چشمه برای کتابهای خود در حوزه طنز انتخاب کرده است. نوزدهمین كتاب از این مجموعه اثری است با عنوان «از پشت میز عدلیه» که به قلم امین تویسرکانی نوشته شده اند. این كتاب با احتساب مقدمه‌‌اش از 47 نوشته‌ی کوتاه طنزآمیز تشکیل شده است. كارهای امین تویسركانی صمیمی و دل‌نشین‌اند. او در یك مقدمه‌ی ساده، رودررو با مخاطب سخن می‌گوید و نبض احساسات او را به دست می‌گیرد. در مقدمه‌ی كوتاه نویسنده، مخاطب، شوخ طبعی و از طرفی ساده‌‌لوحی نگارنده را باور می‌كند و همین كافی است كه تا پایان با او همراه باشد.

نوشته‌های این كتاب كوتاه‌اند و متنوع. نویسنده با نهایت صداقت اعلام می‌كند كه از پرداختن به پرونده‌های كلان، ملی و امنیتی خودداری كرده است؛ البته خواننده‌ی حرفه‌ای می‌داند كه این هم نوعی شگرد نویسندگی و نوعی از آیرونی است، چون در هر حال، هر چه به جرم و جنایت و محكمه مربوط می‌شود لااقل به طور غیرمستقیم، جنبه‌ای انتقادی پیدا می‌كند. در میان خاطرات قاضی- راوی، از همه‌ی اقشار جامعه نمونه‌هایی داریم. از كیف‌قاپ و دانش‌آموز و مست و لاابالی و اراذل و اوباش و روان‌پریش و ... چنین تنوعی بی‌شك، راه را برای ارتباط با مخاطب هموار می‌كند. برای نمونه در ماجرای «عبرت بگیرید» قاضی- راوی، با كیف ‌‌قاپی روبه‌‌روست، كه پس از دزدیدن كیف خانمی، سوار بر موتور، به شدت با وانت نیسان برخورد می‌كند. قاضی به بیمارستان می‌رود؛ تا حرف‌های کیف‌‌قاپ را بشنود و مشتی جمله‌ی ادبی و پندگونه برای گفتن به كیف‌‌قاپ آماده می‌كند. طبق معمول كیف‌‌‌قاپ ابتدا از گفتن حقیقت امتناع و اظهار می‌كند كه كیف خانم به موتورش گیر كرده؛ اما با نگاه قاضی به خود می‌آید و می‌گوید: «غلط كردم» قاضی هم با دیدن حال و روز كیف‌‌قاپ، برای دلداری دادن به او می‌گوید: «ان‌شاء الله سرقت‌های بعدی بی‌‌بلا»

شیوه‌های بهره‌گیری از عناصر به وجود  آورنده‌ی طنز همچون: «بزرگ‌نمایی»، «كوچك‌نمایی»، «بهره‌گیری از واژگان غیر مصطلح»، «جابه‌جایی»، «آیرونی» و ... در كتاب حاضر به گونه‌ای است كه خواننده را دچار ملال نمی‌كند. تنوع بهره‌گیری از این عناصر در كنار كپسوله و فشرده بودن روایت‌ها، جذابیت نوشته‌ها را افزایش داده است. نكته‌ی دیگری كه در جذابیت و ارتباط ساده‌تر با مخاطب به نویسنده یاری رسانده است، بهره‌گیری دو پهلو از طنز است. او تنها به جنبه‌های طنز در سوژه‌هایی كه برگزیده اكتفا نمی‌كند. این كه سوژه‌ها هر كدام به نوعی نكته‌های طنزآمیز در پرونده و شخصیت‌شان دارند، تنها یك بعد ماجراست. شیوه‌ی برخورد قاضی- راوی با شخصیت و جرم مراجعان‌اش و به طور كل نحوه‌ی پرداخت شخصیت او، جنبه‌های طنز‌آمیز اثر را غنا می‌بخشد.

هدف راوی از روایت خاطراتش خواندنی و قابل تأمل است. «... هدف بلند پروازانه‌ی من از نگارش این خاطرات، این است كه فاصله‌ی جامعه با قضات و باالعكس را كم كنم. انگار یك قهر قدیمی بین قضات و مردم وجود دارد، كه اصلاً نباید از یكدیگر خبر داشته باشند و سراغ هم را بگیرند...» او تصویر ارائه شده از قضات را در صدا و سیما و رسانه‌ها، غیرواقعی می‌داند و اشاره می‌كند كه اكثر قضات مانند مردم عادی لباس می‌پوشند. در جلسات رسیدگی عصا قورت نداده‌اند و گاهی با مراجعه‌كنندگان خوش و بش می‌كنند. با نقل این موارد از مقدمه‌ی كتاب و بررسی آن‌ها می‌توان نتیجه گرفت، كه طنز «امین تویسركانی» به راستی طنز است! طنزی فراتر از خنداندن. نویسنده در خلال بیان طنزآمیز خاطرات خود، تاریخ را هم در امان نمی‌‌گذارد و انتقادهای غیرمحسوس و جذاب خود را ابراز می‌‌کند. برای نمونه در «قضاوت معکوس» داستان مردی را می‌‌خوانیم که از رئیس اداره‌‌ای مبنی بر مرتد بودن او شکایت کرده و استدلالش هم این است که وقتی از رئیس پرسیده است که آیا شما اصلا به خدا اعتقاد دارید؟ او گفته است: «نه» قاضی که از ابتدا می‌‌دانسته که در آن پرونده‌‌ی خاص چگونه باید رأی بدهد، مدارک را بررسی می‌‌کند و زیر تقاضای شاکی نوشته‌‌ی رئیس را می‌‌بیند، که نوشته است: «... بسمه‌‌تعالی، ثبت دبیرخانه و ... » همان نام خدا را دلیل مرتد نبودن او قرار می‌‌دهد و می‌‌نویسد: «وقتی داشتم زیر دادنامه را امضا می‌‌کردم، به این فکر می‌‌کردم که اگر در اروپای قرون وسطا قاضی دادگاه تفتیش عقاید بودم، الان جمعیت کره‌‌ی زمین چند میلیارد بیش‌‌تر بود... » و این‌‌گونه دیدگاه خود را نسبت به دگماتیسم بیان می‌‌کند. طنز او هدفمند است و با نشان دادن زندگی و رفتار اقشار مختلف جامعه و گرفتاری‌های آنان، در پوششی از تفریح و خنده بر لب آوردن، كاستی‌های جامعه را بازگو می‌كند. از طرفی هم برای تغییر دادن باور غلط از قضات در ذهن مردم می‌كوشد. به بیان دیگر نویسنده به ما می‌آموزد كه قضاوت باید همه جانبه باشد؛ چه قضاوت قاضی درباره‌ی مجرم و متهم و چه قضاوت مردم عادی درباره‌ی قضات و احكام صادره به دست آنان.

«از پشت میز عدلیه» فرصتی مغتنم است برای خندیدن و آشنایی با ظرافت‌های نحوی و زبانی نویسنده‌ی آن و همچنین با روایت‌های كوتاه خود، كتاب مناسبی است برای زمان‌های كوتاه فراغت‌مان. روایت‌های مستقلی كه در فرصت‌های كوتاه می‌توان خواند. روایت‌هایی متنوع كه خواندن‌شان زمان چندانی نمی‌خواهد و آن‌قدر شیرین و خواستنی هستند كه وسوسه‌‌ی خواندن‌‌شان رهایمان نمی‌كند.


نقل از الف کتاب

«از پشت ميز عدليه»

(خاطرات طنز یك قاضی دادگستری)

نویسنده: امین تویسركانی

ناشر: چشمه، چاپ اول  1397

116 صفحه، 14000 تومان

مد و مه/یکشنبه ۰۷ بهمن ۱۳۹۷

نظرات:
اخبار برگزیده