نگاهی به دنباله نویسی در ادبیات با تمرکز بر نغمه یخ و آتش / پیمان خسروتهرانی

نگاهی به دنباله نویسی در ادبیات با تمرکز بر نغمه یخ و آتش  /  پیمان خسروتهرانی

در سد سکندر بتوان رخنه فکندن ...

نگاهی به دنباله نویسی در ادبیات با تمرکز بر نغمه یخ و آتش

 

پیمان خسروتهرانی

 

به اتمام رساندن نگارش آثار دنباله دار کار مشکلی است و هر نویسنده ای از پس آن بر نمی آید.وقتی جورج آر.آر مارتین اعلام کرد که هنوز کتاب ششم ترانه یخ و آتش را به اتمام نرسانده با واکنش های مختلفی مواجه شد.عده ای گفتند دوستداران وی از این بی خیالی در ارائه اثر بعدی حمایت کرده اند. عده ای دیگر که انگیزه رقابت دارند و اعلام کردند که اگر مارتین هر چه زودتر شروع به نوشتن سری جدید این داستان نکند ارتباط معنایی بین اتفاقات را از یاد خواهد برد و شاید بهتر باشد فردی دیگر نگارش این سری را بر عهده گیرد.

عده ای دیگر از خود می پرسند آیا حالا که او پول و زمان کافی دارد انگیزه نگارش قسمت بعد را از دست داده است ؟!از دیدگاه این عده آمار و ارقام حرف آنان را ثابت می کند.در سال های بین ۱٩٩٦ تا ٢٠٠٠ او سه کتاب منتشر کرد.٢۱ سال از انتشار اولین کتاب این مجموعه می گذرد و قطعا مارتین طی این زمان هم از نظر جسمی و هم از نظر ذهنی قادر بوده تا آثار بیشتری تولید کند.

به نظر میرسد مارتین هم در حال پیوستن به فهرست بلند بالای نویسندگانی ست که با انتخاب کارهای بزرگ توان به نتیجه رساندن آن را ندارند.قدیمی ترین داستان ادبیات انگلیس کتاب حکایت های کانتربری ست.داستان سفر صنف های شغلی مختلف آن زمان به سوی زیارتگاهی که هیچ گاه رسیدن یا نرسیدنشان برای خواننده مشخص نمی شود.جفری چاوسر که در ادبیات انگلیسی به عنوان پدر شعر آن کشور نامیده می شود قصد داشت ٢۴ داستان بنویسد اما فقط توانست ۱٢ تا را به اتمام برساند-در ایران نیز بخش هایی از این اثر را انتشارات کتاب آمه با ترجمه علیرضا مهدی پور منتشر کرده است- یا کتاب ملکه پریان نوشته ادموند اسپنسر کتاب معروف دیگریست که ناتمام مانده است.البته ناتمام ماندن این دو اثر به دلیل نام بزرگ نویسندگانشان بعدها نشانه بزرگی آنان تلقی شد.

اگر شهرت نویسنده ای در زمان حیاتش باشد بسیار مشکل ساز می شود.چارلز دیکنز بسیار خوشبخت بود که بیشتر زندگی اش را در آرامش گذراند. دیکنز البته حاضر بود به خانواده اش بی توجهی کند اما طرفدارانش را نادیده نگیرد. با این وجود در میانه نوشتن یکی از داستان هایش و چند ماه بعد از انتشار بخشی از کتاب اسرار ادوین درود به صورت اپیزودیک در سال ۱۸۷٠ از دنیا رفت.در زمان مرگش داستان های منتشر نشده بسیاری داشت اما بخش هایی از این کتاب در روزنامه ها منتشر شده بود و ناتمام ماند.در نتیجه خواننده نمی داند که قاتل کتاب درود چه کسی است.بی بی سی نسخه ای تلویزیونی بر اساس این کتاب ساخته است.

اما مارتین باید حواسش را جمع کند چون اثر خود را در آغاز برای تبدیل به سریالی تلویزیونی به شبکه اچ بی اُ داده است.آن هم در عصری که افراد بیشتر از اینکه کتاب بخوانند دوست دارند داستانی را تماشا کنند و این برای مارتین بسیار خطرناک است.نبودن اینترنت و شبکه های اجتماعی سبب شد طرفداران پر شمار دیکنز به تئاتر رو بیاورند اما حالا وضع بسیار متفاوت است.مساله دیگر این است که سلیقه مخاطبان هر روز بیش از پیش به سمت مصرف گرایی می رود.

فرد دیگری که می توان مارتین را با او مقایسه کرد رابرت جردن,نویسنده سبک فانتزی حماسی اهل کارولینای شمالی ست که رمان های دنباله دار فانتزی تحت عنوان چرخ زمان را نوشت.وی بر اساس علاقه خودش داستانی درباره تاریخ قدیم نوشته است.کتاب در دهه نود میلادی جزٕ آثار پرفروش بود  و طرفداران بسیاری داشت اما جردن نیز مانند مارتین موضوع داستان خود را وسیع تر یافت.قرار بود شش کتاب بنویسد اما شش تبدیل به دوازده شد.وقتی خوانندگان در اماکن عمومی وی را می دیدند گله می کردند که چرا در خانه نمی ماند تا قسمت بعد را به پایان برساند.جردن هنگام نگارش کتاب دوازدهم دریافت که سرطان دارد  و چند ماه پس از آن در سال ٢٠٠۷ از دنیا رفت.اما قبل از مرگش به خوانندگان اطمینان داد که یادداشت های مبسوطی در مورد داستان نوشته تا فرد دیگری بتواند آن را به پایان برساند.همسر نویسنده پس از مرگش از رمان نویس فانتزی دیگری به نام برندون سندرسون در خواست کرد آخرین کتاب را بنویسد.

سندرسون به این دلیل برگزیده شد که از طرفداران پر و پا قرص جردن بود.وی پس از قبول این مسئولیت گفت : "تلاشم بر این است که در نگارش این کتاب کمال صداقت را به خرج دهم و زبانم به زبان نگارش آقای جردن نزدیک باشد." نهایتا وی کتاب را به اتمام رساند (در ۱۴ جلد) و آن را به نام خود جردن به چاپ رساند.

مارتین نیز اگر می خواهد نامش در تاریخ گم نشود باید به فکر اتمام کاری باشد که آغاز کرده است.باید منتظر ماند و دید چه اتفاقی رخ خواهد داد!

 

توضیح نویسنده : شعر تیتر مقاله از صائب تبریزی ست : در سد سکندر بتوان رخنه فکندن / گر داعیه همت مردانه زند موج

مد و مه/دوشنبه ۰۸ امرداد ۱۳۹۷

نظرات:
اخبار برگزیده