نقد مینو مشیری بر ترجمه رضا رضایی / در توهم دانستن زبان انگلیسی !

نقد مینو مشیری بر ترجمه رضا رضایی / در توهم دانستن زبان انگلیسی !

راه و رسم ترجمه

مینو مشیری

توضیح : مینو مشیری که از شناخته‌شده‌ترین و برجسته‌ترین مترجم‌های فرانسه و انگلیسی است، در یادداشت کوتاه زیر که در اختیار روزنامه قرار داده‌اند، ترجمه رضا رضایی از «غرور و تعصب» جین آستین را بر اساس گفت‌وگوی ایشان با مجله «ترجمه» و مصداق‌آوردن از ترجمه ایشان به نقد کشیده‌اند.

***

سطر آغازین «غرور و تعصب» جین آستین (Pride and Prejudice-Jane Austen) چنین است: It is a truth universally acknowledged that a single man in possession of a good fortune must be in want of a wife این سطر در ترجمه رضا رضایی چنین آمده: «صغیر و کبیر فرضشان این است که مرد مجرد پول‌وپَله‌دار قاعدتا زن می‌خواهد.» درحالی که ترجمه درست چنین است: «عالم و آدم بر این باورند که یک مرد مجرد متمکن باید نیاز به یک همسر داشته باشد.»

رضا رضایی-این مهندس مکانیک-در مصاحبه‌ای بس طولانی و کسل‌‌کننده در فصلنامه وزین «مترجم» (شماره 46) اطلاع‌رسانی می‌کنند که ترجمه را «تفننی» شروع کرده‌اند و با متون علمی، فنی، اقتصادی، سیاسی و... و گهگاه با متون معماری و هنرهای تجسمی سروکار داشته‌اند. سپس اضافه می‌کنند «قهرمان شطرنج» هم بوده‌اند و در ضمن مزاح می‌فرمایند که «پراکنده‌کار» هستند. راستی؟ اما هرگز کلامی به ما نمی‌گویند چگونه و کجا انگلیسی یاد گرفته‌اند یا چگونه و کجا با ادبیات و فلسفه آشنا شده‌اند تا به‌ ناگاه به «فکر ترجمه آثار کلاسیک» افتاده و سراغ «ترجمه‌ای از آثار یک نویسنده واحد» بروند. به احتمال زیاد این پیشنهاد دوست فرهیخته‌ام خشایار دیهیمی بوده است... تا اینجا البته کار عیب و ایرادی ندارد.

حیرت از آنجا شروع می‌شود که مترجم «تفننی» می‌گویند: «برای شناخت جین آستین وقت زیادی صرف کردم... نقدهای مهم کلاسیک و امروزی را درباره جین آستین مطالعه کرده‌ام... سعی کرده‌ام آن فضایی را به خواننده‌ام انتقال بدهم که او می‌خواسته... زبانی که رنگ‌وبویی درخور فضا و زمان داشته باشد...» راستی؟ مترجم «تفننی» خود می‌گویند: «ترجمه بخش آغازین هر اثر حساس‌ترین قسمت کار است.» بسیار خب... ببینیم.

جمله اول «غرور و تعصب» جین آستین به حدی معروف است و چنان به انگلیسی فصیح و زیبا و روان نوشته شده است که وقتی برگردان فارسی مترجم «تفننی» را خواندم سخت متحیر شدم. در قرن 19 هستیم، در انگلستان هستیم، یک زن نویسنده در آن «فضا و زمان» امکان ندارد از «صغیر و کبیر» یا از «پول و پله» و یا به‌ویژه از «زن‌خواستن» بنویسد. جمله آغازین جین آستین به زبان فاخر نوشته نشده است، اما بی‌تردید به این زبان عامیانه و کوچه و بازار و اُمُلی هم نوشته نشده است.

اینجا اما سکوت خیانت است و نه متانت! «زن‌خواستن» ایجاد رابطه جنسی را تداعی می‌کند، درحالی که wife در این جمله بدون شک به‌معنای «همسر» است. در ضمن To be in want of… با فعل To want خیلی اختلاف دارد. مترجم «تفننی» مایل‌اند جین آستین را به زبان امروزی ترجمه کنند؟ بسیار خب! می‌شود گفت: «عالم و آدم بر این باورند که یک مردِ مجردِ متمکن باید نیاز به یک همسر داشته باشد.»همین. نه؟
آرمان

مد و مه/دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷

نظرات:
۱۳۹۷/۰۳/۱۵ ۱۱:۳۴:۰۹

کاش خانم منیری ترجمه پیشنهاد نمی‌کردند، چون ترجمه ایشان هم بدتر از ترجمه آقای رضایی تعریفی ندارد.

۱۳۹۷/۰۳/۱۵ ۱۳:۵۰:۳۴ مترجم

همین جمله باید نیاز . . . داشته باشد یک اشتباه کامل در زبان فارسی است. آن هم "به یک همسر" فعلا مهندس یک هیچ از مادرخوانده مترجمان جلو است

۱۳۹۷/۰۳/۱۵ ۱۸:۳۰:۰۸

یکی از معانی خواستن، نیاز داشتن است (مراجعه شود به فرهنگ سخن). بنابراین 'زن می خواهد' یعنی نیاز به زن دارد. ضمن اینکه زن خواستن ایجاد رابطه جنسی را تداعی نمی کند و هیچ فرقی با نیاز به همسر ندارد. البته هیچ کس منکر آن نیست که می توان این جمله را به شیوه های مختلف و شاید بهتر به فارسی درآورد ولی مسئله به آن شوری هم که خانم مترجم می گویند نیست.

۱۳۹۷/۰۳/۱۵ ۲۰:۳۹:۳۴ محمد رحيم

يكي از عوارض قحط الرجال آبليمو در سرزمين ما ايران است جناب آقاي مهندس رضا رضايي.با كمال تاسف.

۱۳۹۷/۰۳/۱۵ ۲۰:۴۷:۴۰ نسرين

وقتي با كمك دوستان مطبوعاتي ترجمه شادروان كريم امامي از رمان "گتسبي بزرگ" را كوبيدند و خفيف كردند آقاي رضايي را شناختيم.

۱۳۹۷/۰۳/۱۵ ۲۰:۵۱:۲۶ حميرا

رضا رضايي افتاده به جان ادبيات زنانه قرن نوزدهم بريتانيا و كاسبي مفصلي به راه انداخته.

۱۳۹۷/۰۳/۱۵ ۲۰:۵۸:۰۵ عباس

اگر مي خواهيد مطرح شويد بايد وابسته به يكي از گروه هاي ادبي مثل دهباشي و بخارا باشيد.رضايي وابسته به باند ميرزايي و مجله نگاه نو است و از طرف آنها حمايت مي شود.

۱۳۹۷/۰۳/۱۵ ۲۱:۰۲:۱۴ فرامرز

رضايي به جاي مترجمي مثل چرخ گوشت كار مي كند.هر چه به خوردش بدهيد از آن طرف رشته مي كند و بيرون مي دهد.كار مترجم برجسته و دانشمندي مثل زنده ياد ابوالحسن نجفي كجا و جماعتي از قماش رضايي كجا.

۱۳۹۷/۰۳/۱۵ ۲۱:۱۰:۲۴ ناهيد

روزي روزگاري بزرگاني مانند عنايت و بزرگمهر و اديب سلطاني و فولادوند و قاضي و نجفي مترجمي مي كردند در مملكت ما و حالا به اين روز افتاده ايم كه امثال رضايي با مترجمي تجارت مي كنند.

۱۳۹۷/۰۳/۱۵ ۲۱:۳۰:۱۶ مريم

از آقاي دكتر ابتين گلكار شنيدم كه مهندس رضا رضايي را به عنوان يكي از مترجم هاي موثق تاييد كردند.با نظر خانم مشيري موافق نيستم.

۱۳۹۷/۰۳/۱۵ ۲۱:۳۲:۵۴ علي

گلكار و رضايي با هم تو يك دارودسته هستند.هواي هم را دارند.

۱۳۹۷/۰۳/۱۵ ۲۱:۳۵:۳۱ امير علي

جناب مهندس رضايي خيلي كلك تشريف دارن.مملكتي كه مثل كاروانسرا اداره شه عاقبتش همينه.

۱۳۹۷/۰۳/۱۵ ۲۱:۳۸:۲۴ مسعود

گلكار از روسي ترجمه مي كنه.از كجا خبر داره كيفيت ترجمه رضايي از انگليسي چطوره؟

۱۳۹۷/۰۳/۱۵ ۲۱:۵۴:۴۵ شبنم

تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل... احسنت به بانو مشيري شجاع.

۱۳۹۷/۰۳/۱۶ ۰۰:۴۸:۱۷ مهرنوش

در محضر استاد علي دهباشي افتخار تلمظ داشتم كه فرمودند علي ميرزائي چه كسي هست و اعوان و انصارش چه كساني هستند.رضا رضايي از نوچه هاي علي ميرزايي است.

۱۳۹۷/۰۳/۱۶ ۰۱:۴۸:۱۰ نادر

اين همان ميرزايي نيست كه -به گفته علي اقاي دهباشي- آقازاده محترمشان حضرت بامداد خان ميرزايي تو كار كارچاق كني و دلالي فوتبال تشريف دارند؟ رضا رضايي هم از همين جماعت كاسب است.

۱۳۹۷/۰۳/۱۶ ۱۰:۰۶:۱۳ راحله

درود بر شجاعت بانوي دانشمند سركار خانم مينو مشيري مترجم طراز اول.

۱۳۹۷/۰۳/۱۶ ۱۲:۳۸:۱۷ شهاب

تو همون جمله اول مچ "مترجم" را خوابوند.دست مريزا به خانم مشيري.

۱۳۹۷/۰۳/۱۶ ۱۷:۳۲:۵۵ مترجم

رضا رضایی فرزند علی میرزایی پدر بامداد میرزایی!!!!!!! این همه افشاگری در بازار نشری با 1000 نسخه تیراژ بدون خواننده !!!

۱۳۹۷/۰۳/۱۶ ۱۷:۵۶:۱۹ راحله

در بازار نشري حتي با تيراژ يك نسخه كتاب هم بايد در كار نوشتن و ترجمه دقيق بود.حتي يك نسخه.جامعه كلنگي نباشيم.

۱۳۹۷/۰۳/۱۶ ۱۸:۴۶:۲۶ مد و مه

ان نوشته تنها به دلیل طرح یک بحث علمی در حوزه ترجمه منتشر شده، خواهش ما این است که آن را با جملات چاله میدانی آلوده نکنید.تا مجبور به حذف نظرات نشویم. آقای رضا رضایی کارنامه ای دارند که نمی توان کل آن را با این یک جمله زیر سوال برد. لطفا علمی و با آوردن شاهد مثال های دیگر نظر خود را در تایید ترجمه های آقای رضایی یا ادعای خانم مشیری مطرح کنید با تشکر

۱۳۹۷/۰۳/۱۷ ۰۸:۵۰:۱۴ دوستدار ادبیات

این جمله آغازین کتاب اتفاقا در نظریه های ادبی هم اهمیت بسیاری دارد، البته آقای رضایی در آوردن صغیر و کبیر یا پول و پله دار کم سلیقگی و در واقع کم آگاهی به خرج داده اند، اما این که به جای «زن» بنویسیم «همسر» یا آن که خیال کنیم نوشتن «زن» اشکالی دارد نیز از ناآگاهی و ناآشنایی با زبان فارسی سر بر می آورد چرا که همه بزرگان ادبیات فارسی از سعدی و مولوی گرفته تا نیما «همسر گرفتن» نیاورده اند، بلکه «زن کردن»، «زن گرفتن» یا «زن ستاندن» آورده اند. آن جمله «باید نیاز به یک همسر داشته باشد» هم غلط فاحش دستوری و حشو است و اتفاقا این که مردی «به یک همسر نیاز داشته باشد» معنای جنسی را بیشتر از آن که مردی «زن بخواهد» می رساند. این همه مخالف خوانی واقعاً به چه نتیجه ای می رسد؟ الان یک خانمی در روزنامه آرمان مدام مطالبی می نویسد که هیچ پایه ای ندارد، یعنی حتی به خودش زحمت نمی دهد که ببیند آیا آن چه می گوید صحیح است، سمیه مهرگان نامی است و دلش خوش است که با این شلوغ بازی هایی که از آن شیما بهره مند روزنامه شرق یاد گرفته است به شهرتی می رسد. این ها همه ادبیات مملکت را فدای به شهرت رسیدن خودشان می کنند و وانمود می کنند که دل شان برای ادبیات می سوزد تا عوام را فریب بدهند. ای کاش مترجم با سابقه و محترمی مثل خانم مشیری خودشان را در حد این ژورنالیست های شهرت طلب پایین نمی آوردند. اصلاً رضا رضایی در جایگاهی نبود که ایشان بخواهند نقدشان کنند، ادیبان باسابقه همیشه از این جور رفتارها فاصله گرفته اند و در گذشته فقط یک آدم شهرت طلب و قدری خود کم بین مثل عبدالله کوثری از این رفتارهای زشت کرده است.

۱۳۹۷/۰۳/۱۷ ۰۹:۴۱:۱۸ نکته گو!

این همه غرض... در پی اشاره به جمله آغازین رمان؟ چقدر عقده داشتید از رضا رضایی... شطرنج هم مثل اینکه خیلی به مذاق ادبیاتی ها خوش نمی آید! یقه چندتا آدم را گرفته اید... حکما رودرروی این اشخاص زبان به کام می کشید و کلی هم ازشان تعریف و تمجید میکنید. ماها چمونه واقعا؟ تعارف که ندارید. اگر کتاب خوان باشید، به این نتیجه خواهید رسید که ترجمه های رضا رضایی نه بی نقص و نه افتضاح اند. توی این بازار شلم شوربای ترجمه، ترجمه هایی که از کتاب های خواهران برونته کرده یا همین جین آستین، نمونه های خوبی اند. و اگر زحمت خواندن این آثار رو کشیده باشید متوجه میشید که فضایی که براتون تداعی میشه دقیقا فضای داستانی قرون 18 و 19 انگلستانه. عناصر داستانی این داستان نویس های انگلیسی، ترس و اضطراب و عشق و مالیخولیا یا شیدایی های خاص رمانتیکه. که توی ترجمه های آقای رضایی وجود داره. اون ایراد خانوم مشیری هم صرفا برمیگرده به اینکه هرکس میتونه تلقی متفاوتی از به کار بردن کلمه ها داشته باشه. هرگز نمیشه انتخاب شخصی از برگزیدن کلمه ای رو انتخاب اصلح دونست. هیچ کس چنین سنگ محکی در اختیار نداره. با یک جمله هم فضا سازی داستان هرگز به خطر نخواهد افتاد. در عین حال نظر خانوم مشیری هم محترمه. اما چندیه این موج راه افتاده که همه با رو کردن اصل انگلیسی کتاب ها، قصد مچ گیری دارند. این هم از مواهب بالا رفتن سواد مملکت است لابد. اما دانستن زبان یکی چیز است و توانایی نوشتن به زبان فارسی یک چیز. تا زمانی که این دو با هم جمع نیایند ترجمه خوبی پدید نخواهد آمد. و با این حال، ترجمه های رضا رضایی از کتاب های نام برده شده، ترجمه های مقبولی اند. درست نیست این همه غرض و کین.

۱۳۹۷/۰۳/۱۷ ۱۱:۴۹:۰۷ فرهنگ

به داوري فارغ از نان قرض دادن و متكي بر تخصص و اخلاق محتاجيم.رضايي "مترجم"اگر شطرنج باز موفقي بود در همان عرصه به كارش ادامه مي داد.كه نداد.

۱۳۹۷/۰۳/۱۸ ۰۰:۳۰:۰۰ فرشته

چه ادبياتي داريم.

۱۳۹۷/۰۳/۱۸ ۰۷:۲۳:۱۹ وحید

نویسنده اشتباه کرده من پول ندارم ولی نیاز به زن دارم عالم و آدم بر این باورند آدم آدم میخواهد

۱۳۹۷/۰۳/۱۸ ۱۳:۰۲:۳۱ ايراندوست

با احترام به بانو مينو مشيري براي نكته سنجي هايشان و تشكر از جناب آقاي رضا رضايي براي تلاش بي وقفه شان در غني كردن فرهنگ و ادب فارسي از راه ترجمه يادآوري مي كنم كه نوشته هاي عده اي از افراد شاهدي است بر ظهور انحطاط فرهنگي در جامعه مان.هوشيار باشيم.اجازه بي حرمتي ندهيم.

۱۳۹۷/۰۳/۱۸ ۲۰:۱۱:۲۲

خانم مشیری نمونه کار شما رو در ترجمه رمانهای کوری از ساراماگو و داستان دو شهر از دیکنز دیده ام و باید بگم که در مقابل ترجمه های مهدی غبرایی و ابراهیم یونسی از همین آثار، واقعا ضعیف عمل کرده اید. با این کارنامه درخشان، نقد ترجمه با بررسی یک خط از یک رمان 450 صفحه ای هم از سوی شما باب شد که از این بابت خدمتتان تبریک عرض می کنم.

۱۳۹۷/۰۳/۲۰ ۰۱:۲۰:۱۹ ايراندوست

دو نشانه از ظهور انحطاط فرهنگي در جامعه ايران:1-"در محضر استاد علي دهباشي افتخار تلمظ داشتم كه فرمودند علي ميرزائي چه كسي هست و اعوان و انصارش چه كساني هستند.رضا رضايي از نوچه هاي علي ميرزايي است."...2-"اين همان ميرزايي نيست كه -به گفته علي اقاي دهباشي- آقازاده محترمشان حضرت بامداد خان ميرزايي تو كار كارچاق كني و دلالي فوتبال تشريف دارند؟ رضا رضايي هم از همين جماعت كاسب است."ترور شخصيت توسط مدير بخارا يعني جناب آقاي علي دهباشي را محكوم مي كنم.

۱۳۹۷/۰۳/۲۰ ۲۱:۳۸:۰۳ منير

كتاب "كوري " اثر ساراماگو را خوانده ام.ترجمه خانم مشيري از اين رمان را دوست دارم.بدون كمك ها و ويرايش بسيار مفصل جناب آقاي محمد رضا جعفري فارسي اش به اين خوبي نمي شد. يادم هست خيلي سال قبل در يكي از مجلات ادبي خانم مينو مشيري با لحن بسيار زننده اي به شادروان اسماعيل فصيح حملات سختي كرده بود .ادعا كرده بودند كه مرحوم فصيح در نوشتن داستان هايش تقلب كرده.لحن خانم مشيري مناسب نيست.مي شود با منطق بحث كرد و نتيجه گرفت.خانم مشيري را يك عده مثل دكتر عزت فولادوند حمايت مي كنند.

۱۳۹۷/۰۳/۲۱ ۰۰:۳۹:۵۸ غلط‌گیر

برخی دوستان اینجا افتخار "تلمظ" داشته‌اند، که نمی‌دانم چیست، اما اگر منظورشان همان شاگردی است و خواسته‌اند قمپز در کنند و عربی‌اش را بگویند، عرض می‌کنم که آنچه افتخارش را داشته‌اند، "تلمذ" است، نه "تلمظ"!!

۱۳۹۷/۰۳/۲۱ ۱۵:۲۷:۳۹ محمد

بي حرمتي مشيري و دهباشي به رضايي و ميرزايي بي احترامي به جامعه فرهنگي ايران است... ادب مرد به ز دولت اوست.

۱۳۹۷/۰۳/۲۱ ۱۶:۲۵:۰۵ آرزو

واقعا در عجبم از این همه بغض و کینه! این چندخط که فقط فحش و بی‌حرمتی بود، کجایش «نقد» بود؟! جمله‌ی پیشنهادی‌تان هم که بسیار جالب بود. اول اینکه هر نوویراستاری می‌داند تکلیف «یک مرد مجرد» و «یک همسر» چیست. دوم اینکه چطور اینقدر راحت فتوا می‌دهید «زن خواستن» معنی جنسی تداعی می‌کند؟ برای شما اگر چنین است٬ چه دلیلی دارد در ذهن خواننده‌‌ی دیگر هم همینطور باشد؟ و تازه٬ جمله‌ی نادرست دیگری ندیدید در کل این ترجمه‌ی ۴۴۵ صفحه‌ای؟ اصلا صفحه‌ی اول را ورق زدید و به صفحه‌ی دوم رسیدید یا نه؟! زحمت کشیدید خانوم واقعا٬ خدا قوت! می‌فرمایید جناب رضایی کجا انگلیسی و فلسفه یاد گرفته‌اند. مگر هرکس که بخواهد زبان یا فلسفه یاد بگیرد در فلان کالج و بهمان دانشگاه اروپایی و امریکایی باید تحصیل کند؟! مگر امثال شما خانم ترجمه‌های شاهکار نجف‌ دریابندری را نخوانده‌اید؟ ایشان کجا انگلیسی و فلسفه آموخته‌اند؟ مگر خود شما گمان می‌کنید مترجم موفقی هستید و فارسی‌ خوبی دارید؟ واقعا هنوز فرق بین زبان‌دان و مترجم را نمی‌دانید؟! در آخر٬ عنوان به اصطلاح نقدتان را گذاشته‌اید «در توهم دانستن زبان انگلیسی». سرکار خانم مشیری! شما خود در توهمید؛ در توهم همه چیزدانی‌!

۱۳۹۷/۰۳/۲۳ ۰۲:۵۳:۳۸ فاطمه

"امکان ندارد چنین بنویسد" رو میتونیم قبول کنیم چون به ادبیات انگلیسی قرن نوزدهم مسلط نیستیم اما تا اونجایی که به خواننده فارسی زبان مربوط می شه "چنان نوشتن خانم مشیری" هم تعریفی نداره

۱۳۹۷/۰۴/۱۲ ۱۳:۲۷:۰۳ کسری

واقعا انحطاط فرهنگی و فقر فکری تو ایران بیداد میکند. نظر خانم مشیری محترم ولی اون اساتیدی که ایراد می گیرند بروند خودشان ترجمه کنند(به قول نجف دریابندری) اتفاقا من 10صفحه از این ترجمه های جدید بینوایان را با متن اصلی تطبیق داده ام.آخه خیلی ها اصرار داشتند ترجمه بی نظیری است ولی باور بفرمایید تو همون 10صفحه نارسایی‌ها و حذف ها فراوان بود و همون ترجمه قدیم بهتر .مقصود این که ما به قهقرا می رویم. القصه در این چمن چو بید مجنون /می بالم و در ترقی معکوسم انصاف هم خوب چیزی است این آقا دمش گرم که زحمت کشیده اند و رمان های کلاسیک ادبیات انگلیسی را به فارسی ترجمه کرده اند .آقای کاوه میرعباسی هم گفته اند مقبول است

۱۳۹۷/۰۴/۲۲ ۱۹:۱۳:۳۹ دیتریش

آقای رضایی در سالهای اخیر بدون ارجاع دقیق و بی اینکه منظورشان را خوب و روشن بگویند در مقدمۀ "گتسبی بزرگ"، در مقدمۀ "هنر داستان نویسی" و چند مصاحبه که از ایشان خوانده ام دربارۀ ترجمه ها اظهارات تند و مغرضانه کرده است و به طور ضمنی با رد کار و زحمت دیگران ترجمۀ خودش را خوب و خود را زبان دان می داند. خواندن این دو مقدمۀ ایشان غم انگیز بود. چه نیازی هست در مقدمۀ ترجمه ای و در چند صفحۀ کوتاه تکلیف ترجمۀ دیگران را روشن کرد!

۱۳۹۷/۰۵/۱۳ ۰۲:۴۶:۳۰ مهناز

با خراب و خفيف كردن مترجم نامدار مرحوم كريم امامي اين آقا يعني رضا رضايي راه خراب كردن خودش را هموار كرد.وقتي مرشد و راهنماي آدم علي ميرزايي باشد بهتر از اين نمي شود.

۱۳۹۷/۰۵/۱۳ ۱۴:۰۹:۴۱ احمد رضا

با علي آقاي دهباشي كبير هر كه درافتاد ور افتاد دمر افتاد رو تخت عمل افتاد.براي اطلاع حضرات رضا رضايي و علي ميرزايي.

۱۳۹۷/۰۵/۱۳ ۲۱:۱۰:۵۸ مينو

"با علي آقاي دهباشي كبير هر كه درافتاد ور افتاد دمر افتاد رو تخت عمل افتاد.براي اطلاع حضرات رضا رضايي و علي ميرزايي."..دهباشي مرده خوار خودش سردسته مافياست.

۱۳۹۷/۰۵/۲۴ ۰۰:۰۳:۴۵ شهاب

دهباشي كبير؟!...

۱۳۹۷/۰۵/۲۵ ۰۳:۱۷:۲۱ نگار

شعار استاد دكتر علي دهباشي نويسنده "بخارات": "قربون بند كيفتم تا MONEYداري رفيقتم... " هنوز مانده تا اين ناكس را بشناسيد.

۱۳۹۷/۰۶/۱۵ ۰۱:۰۳:۰۹ vukh

دهباشي, مدير شارلاتان مجله اي متورم و پوشالي به نام بخارات.

اخبار برگزیده