نگاهی به کتاب «تنهایی در انجمن نوابغ و احمق‌ها»/ محمد قاسمی

نگاهی به کتاب «تنهایی در انجمن نوابغ و احمق‌ها»/ محمد قاسمی

درد بی‌درمان تنهایی

نگاهی به کتاب «تنهایی در انجمن نوابغ و احمق‌ها» اثر ونداد جلیلی

محمد قاسمی

 

شاید غلو نباشد اگر بگوییم یکی از پربسامدترین مضامین آثار داستانی – چه در همین دیار و چه در آن سوی آب‌ها- مسئله‌ی «تنهایی» باشد. هر کسی به سیاق خودش «تنهایی» را تجربه می‌کند. در کتابی که اکنون از آن سخن خواهیم گفت وجه غالب، تنهاییِ انسان‌هایی است که حتی در میان جمع هم نمی‌توانند حضور افراد را درک کنند. آیا فقط نوابغ در این جرگه قرار می‌گیرند؟ یا نه آدم‌های عادی هم بعضا با همه‌ی سر و صداهای دور و برشان آدم‌هایی تنها هستند. بگذارید به سراغ خود کتاب برویم. کتاب ‌«تنهایی در انجمن نوابغ و احمق‌ها» اثر ونداد جلیلی.

ونداد جلیلی به عنوان داستان نویس پیشتر کتاب‌های «نوروز درمانی» و«سوءتفاهم نامه» را منتشر کرده است. او همچنین دستی هم در ترجمه دارد و از آثار نویسندگانی نظیر روبرتو بولانیو، خوان گابریل، آلیس مونرو و جی ام کوتسی ترجمه‌هایی روانه بازار نشر کرده‌است. «تنهایی در انجمن نوابغ و احمق‌ها» مجموعه داستانی است به قلم خود  جلیلی همت انتشارات هیلا منتشر شده و مشتمل بر پنج داستان است به نام‌های«عدم توجه به جلو یا مالکیت خصوصی»،«پروفانوم و لوگوس»،«سلاح سکوت»، NTJ,INTJ,INTJ,INTJ,INTP و «فرار به جزیره سنتینل».

داستان‌های این مجموعه مضمون مشترکی دارند که در یک کلمه می‌توان آن را «تنهایی» نامید. تنهایی‌ای که همه‌ی آدم‌هایی که با دیگران فرق دارند یا خصوصیات مشترک کمتری با آن‌ها دارند، آن‌ را تجربه کرده‌اند. آدم‌هایی که با برچسب عجیب غریب یا دیوانه از  جامعه طرد می‌شوند. آدم‌هایی که تنها در برقرار کردن ارتباط با دیگران مشکل دارند و غیر از آن سرشار از توانایی و استعداد برای جذب کردن آنها هستند. این شخصیت‌ها در ادبیات با کهن الگو پرفسور دیوانه یا نابغه دیوانه بازشناخته می‌شوند. در ادامه به عنوان یکی از مضامین اصلی این مجموعه داستان بیشتر به این مضمون می‌پردازیم. اما نثر جلیلی در این مجموعه داستان ساده و سرراست است و موفقیت در ساده نویسی چنان‌که اثری هنری آفریده شود بسیار دشوار است. نمونه آن در تاریخ ادبیات چخوف است. داستان‌هایی که محل به هم رسیدن دو جبهه متضاد یعنی فرم و محتوا هستند تنها راه توفیق در داستان نویسی‌اند. عمق و معنا و زیبایی هنری در این داستان‌ها به سادگی و در کمال پختگی پرداخت شده‌اند و کاراکترها نیز بی‌پیرایه تجسد یافته‌اند. داستان نویسی به سبک ساده کار ساده‌ای نیست اما مولف این کتاب از پس این مهم برآمده.

 زاویه دید در تمام داستان‌های مجموعه، اول شخص است؛ یعنی زاویه دیدی که برای بیان تنهایی و جداافتادگی شخصیت از دیگران و بیان مشکلات و مسائل شخصی بهترین انتخاب است. داستانِ اول مجموعه که راوی آن زن است هم از قاعده‌ی نابغه‌ها و احمق‌ها تبعییت می‌کند، و همین عناوین هستند که ناخودآگاه و بی‌آنکه خود بدانند بین‌شان فاصله انداخته و عاقبت به جدایی می‌انجامد. این دوگانه‌ی نابغه‌ها/احمق‌ها در سراسر مجموعه تکرار می‌شود و اتفاقا تنهایی کاراکترهای این قصه‌ها به همین دلیل است. انزوایی که آدم‌های نابغه یا متفاوت در جامعه به آن گرفتار می‌شوند و قادر به کنار آمدن و ارتباط برقرار کردن با دیگران نیستند. این مضمون در داستان دوم مجموعه یعنی«پروفانوم و لوگوس»نیز تکرار می‌شود. راوی این داستان مردی‌ست که تازه از همسرش جدا شده و برای پر کردن خلا تنهایی‌اش به جمع دوستانه‌ای پناه می‌برد اما در این جمع دوستانه‌ هم چندان با دیگران ارتباط برقرار نمی‌کند و این بار اسیر «تنهایی در جمع» می‌شود. بی شک مهم‌ترین وجه تماتیک این مجموعه داستان سوژه‌ی تنهایی است. جایی در قالب مرد جوانی که تازه تجربه ناموفق یک زندگی مشترک را پشت سر گذاشته است، و در داستان دیگر همین تجربه از دید یک زن روایت می‌شود. افرادی که مثل نابغه‌ها تنها هستند و مثل احمق‌ها در جمع حضور می‌یابند. برای القای این حس ونداد جلیلی با وسواس تمام از همان اولین سطرهای هر داستان بذرهایی در ذهن مخاطب می‌کارد و در بهترین فرصت آن‌ها را شکوفا می‌کند و به نفع روایت از آن‌ها بهره می‌جوید. جلیلی در داستان جزییات خاصی را روایت می‌کند تا وقتی که زمانش برسد ذهن مخاطب این جزییات را به هم پیوند بدهد و از دل این  لایه‌های داستانی تم اصلی یا بن مایه روایت را کشف کند. تم بنیادین این داستان‌ها روایتگر زندگی آدم‌هایی است که روابط انسانی‌شان آن‌ها را به هم پیوند نمی‌دهد و فقط با نخ باریک روزمرگی به هم گره خورده‌اند. ونداد جلیلی از همین طریق به کشف فضاهای داستانی و خلق موقعیت و شخصیت‌های داستانی خود دست می‌یابد. حتی دیالوگ‌ها به جای اینکه برای ارتباط بین دو آدم باشد، بیشتر واگویه‌هایی است که در فضا معلق می‌ماند یا حدیث نفس فردی است که در برقرار کردن ارتباط شکست می‌خورد. اگر بخواهیم در یک جمله هویت واقعی این افراد را برملا کنیم شاید باید بنویسیم این کاراکترها آدم‌هایی هستند که «سکوت» را به مثابه سلاحی علیه یکدیگر به کار می‌برند. 

 

به نقل از الف کتاب

****

«تنهایی در انجمن نوابغ و احمق‌ها»

نویسنده: ونداد جلیلی

ناشر: هیلا؛ چاپ اول 1396

158 صفحه؛ 11000 تومان

مد و مه/سه شنبه ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۷

نظرات:
اخبار برگزیده