نقد رمان پلیسی/ «مرد خیابان» اثر فردریک دار

نقد رمان پلیسی/ «مرد خیابان» اثر فردریک دار

سرگردانی سرهنگ آمریکایی در رمان فرانسوی/ محاکمه در خیابان!

صادق وفایی

 

رمان «مرد خیابان» یکی از آثار فردریک دار، نویسنده شهیر پلیسی نویس فرانسوی است که چندی پیش ترجمه عباس آگاهی از آن، در قالب هفتاد و ششمین عنوان مجموعه «نقاب» توسط انتشارات جهان کتاب منتشر و راهی بازار نشر شد.

فردریک دار عموما شخصیت‌های داستانی اش را از مردم فرانسه، یا دارای فرهنگ فرانسوی انتخاب می‌کند اما در این رمان دست به یک ابتکار زده و شخصیت اصلی رمانش یک مرد آمریکایی است. بنابراین نویسنده خود را به جای یک سرهنگ آمریکایی گذاشته و سعی کرده وقایع و جامعه پاریسی سال‌های جنگ سرد و پس از آن را از زاویه دید یک یانکی نگاه کند. بنابراین یکی از مولفه‌های فضاسازی و زندگی بخش به این رمان، مسائل فرهنگی و بینافرهنگی است. نمونه اش هم اشاره‌هایی است که در طول داستان به در و دیوار شهر پاریس و دیوارنوشته‌هایی چون «یانکی به خانه ات برگرد!» می‌شود. این مساله نوع نگرش و نظر مردم کشوری چون فرانسه را نسبت به آمریکایی‌ها در آن دوران نشان می‌دهد.

سرهنگ مورد نظر یکی از درجه داران و نمایندگان آمریکا در نیروهای ناتو یا همان پیمان آتلانتیک شمالی است که قرار است شب سال نوی میلادی را به همراه همسر و فرزندانش در منزل یکی از دوستانش بگذارند و حادثه ای موجب می‌شود این تصمیم عملی نشود. طرح یک خطی و کوتاه رمان نشان می‌دهد که چقدر ظرفیت تبدیل شدن به یک فیلم سینمایی را دارد. چون همین طرح یک خطی و البته ادامه اش، شباهت زیادی به فیلم‌های پلیسی فرانسوی و آمریکایی قدیمی‌و البته برخی تریلرهای امروزی دارد. بد نیست به این نکته مرتبط اشاره کنیم که ژرار اوری، کارگردان و فیلمنامه نویس فرانسوی که با دار دوست بوده، در سال ۱۹۶۲ با اقتباس از «مرد خیابان» یک فیلم پنج قسمتی با نام «جنایت عاقبت ندارد» ساخته است. با این تفاوت که شخصیت اصلی رمان دار یک افسر آمریکایی است ولی در فیلم، این شخصیت انگلیسی است ریچارد تاد نقشش را ایفا کرده است. دار هنگام نوشتن و چاپ این رمان، آن را به ژرار اوری به عنوان دوست صمیمی‌اش تقدیم کرده است.

به هر حال، یک تفاوت دیگر این رمان با دیگر آثاری که تا به حال از دار خوانده ایم، این است که مقدمه چینی ابتدایی اش بسیار کم و در حد یک یا دو صفحه ابتدایی کتاب است و پس از آن داستان با شتاب زیادی شروع به پیش روی می‌کند که از این حیث، به تریلرهای امروزی شباهت دارد. بد نیست به ارتباط مفهوم و عنوان فیلم هم اشاره کنیم. عنوان فرانسوی و ترجمه آمریکایی این رمان، تشابه زیادی با هم دارند و به معنی هستند که جنایت، آخر و عاقبت ندارد. ولی ترجمه انگلیسی عنوان این اثر، کمی‌متفاوت تر است. مفهوم فرانسوی و آمریکایی عنوان اثر، وقتی بر مخاطب روشن می‌شوند که به دو فصل پایانی داستان رسیده باشد و سر پیکان اتهام قتل به سمت دیگری گرفته می‌شود. به یک معنی، این رمان در مجموع موید همان معنی خودمانی است که کار خلاف ( در نوع پیشرفته اش و البته مورد نظر این رمان قتل) آخر و عاقبت ندارد و بالاخره گریبان، عامل یا عاملانش را خواهد گرفت که در این رمان، این اتفاق خیلی زود می‌افتد.

مخاطبی که با آثار دار آشنا باشد، می‌تواند از میانه‌های کتاب، حدس‌هایی درباره عاقبت رمان بزند اما نکته اینجاست که نویسنده با تبحر ویژه خود، با آوردن نکات گمراه کننده یا حوادثی که حواس خواننده را به خود جلب می‌کنند، زمان بالا زدن پرده واقعیت را به تاخیر می‌اندازد و حدس زدن را کمی‌دشوار می‌کند. به هر روی، «مرد خیابان» با این که حاوی تلخی و جنایت است، پایانی نسبتا شیرین دارد که حالتی ملودرام گونه به آن می‌دهد و عامل دیگری برای سازندگان تولیدات سینمایی بوده تا سراغش بروند. چون در نهایت، مشخص می‌شود که جنایت، یقه خود بانی را گرفته و هدف جنایت این فرصت را دارند که زندگی را ادامه بدهد.

یک نکته متمایز دیگر درباره این رمان، این است که اغواگری زنان و قدرت برانگیزاننده ای که در این زمینه باعث جنایت می‌شود، خود را مانند برخی از رمان‌های دار نشان نمی‌دهد. البته انگیزه جنایت یک عشق ممنوع است ولی در حد چند سطر و هنگام اعتراف یکی از بانیان جنایت مطرح می‌شود و شخصیت راوی اول شخص، هیچ گونه روایتی از آن ارائه نمی‌دهد. در این زمینه شخصیت سرهنگ آمریکایی که در مقام راوی در داستان حضور دارد، در اضطراب و فشار روانی ناشی از قتلی است که به طور ناخواسته مرتکبش شده است. به این ترتیب که مردی مرموز، خود را پس از سبز شدن چراغ راهنمایی مقابل ماشین سرهنگ می‌اندازد و با وجود پایین بودن سرعت ماشین، پس از به زمین افتادن، سرش به جدول خورده و کشته می‌شود. اما این قتلی نیست که بدنه اصلی داستان جنایی «مرد خیابان» را می‌سازد بلکه این واقعه، موتور محرک و بهانه ای برای شنیدن باقی داستان جناب سرهنگ آمریکایی برای روایتی در حد ۱۳۶ صفحه است. اگر نخواهیم داستان را لو بدهیم و مخاطب این یادداشت را تا حدی ترغیب به خواندن این کتاب کنیم، باید بگوییم که قاتل ماجرا، مردی است که به طور عمد خود را مقابل ماشین سرهنگ می‌اندازد...

«مرد خیابان» هم یکی دیگر از آثار فردریک دار است که از نظر طرح داستان، طریقه شخصیت پردازی و توصیف و روایت، امضای او را دارد و اما از نظر جزئیات پرداخت، انتخاب اماکن و شخصیت محوری، با دیگر آثارش تفاوت‌هایی دارد. مطالعه این رمان هم مانند دیگر آثار این نویسنده، منتقل کننده هیجان به مخاطب خواهد بود و البته مانند دیگر آثار او، در پایان با یک شک همراه است که «ای بابا! پس ماجرا به این سادگی بوده است!»

 

به نقل از مهر

مد و مه/شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۶

نظرات:
اخبار برگزیده