نگاهی به کتاب «بن بست»/ حمیدرضا امیدی‌سرور

من درد مشترکم...

نگاهی به کتاب «بن بست» اثر مهدی رهبری

حمیدرضا امیدی‌سرور
****

درباره صادق هدایت زیاد نوشته شده است،  تنها کتابشناسی آثاری که به زندگی، مرگ و  نوشته‌های هدایت می‌پردازند خود کتابی پر برگ است که با گذر زمان نیز بیشتر و بیشتر به حجم آن افزوده می‌شود. این خود از یک سو نشان‌‌دهنده اهمیت او نزد نویسندگان و صاحب‌نظران و از سوی دیگر علاقمندان هدایت و دیگر مخاطبان به چنین آثاری است. از طرف دیگر در مورد صادق هدایت نظرات ضد و نقیض فراوان است که خود این نیز تاکید اهمیت و تاثیرگذاری آثار اوست. تا زمانی که آثار او با این علاقه خوانده شود و سایه حضور این نویسنده احساس شود، کتاب‌هایی که به زندگی و آثار هدایت کما فی سابق می‌پردازند نوشته و منتشر خواهد شد؛ چرا که هر نسل می‌کوشد از دریچه نگاه خود به مهمترین نویسنده تاریخ معاصر داستان‌نویسی ایران بپردازد و دریافت خود را از آن ارائه کند.

کتاب «بن بست» اثر مهدی رهبری نیز کم و بیش از دل چنین شرایطی بیرون آمده است و حاصل تاثیر‌پذیری از آثار نویسنده ای است که به اعتراف مهدی رهبری هر آنچه نوشته خط به خط خوانده است و محتوای مفصل و جزئی‌نگرانه کتاب نیز بر این واقعیت صحه می‌گذارد.

زنده‌ یاد مهدی رهبری، دانش آموخته علوم سیاسی در دانشگاه تهران بود و به عنوان یکی از دانشجویان ممتاز، مدرک دکترای خود را در رشته جامعه‌شناسی سیاسی از همین دانشگاه دریافت کرد. تالیفات مهدی رهبری عمدتا در حوزه علوم‌سیاسی و یا جامعه‌شناسی تاریخ معاصر ایران و حوزه‌های مرتبط به آن جای می‌گیرد و از این منظر کتاب «بن بست» یکی از متفاوت‌ترین آثار او محسوب می‌شود که نوشتن آن بیش از هر چیز حاصل دلبستگی و تعلق خاطر او به اندیشه و آثار صادق هدایت بوده است. او خود در این‌باره به دردهای مشترکی که با صادق هدایت داشته اشاره می‌کند و از احساس یگانگی‌اش با او سخن گفته است.

با چنین رویکردی دور از انتظار نیست که تاثیر این تعلق خاطر را در جای جای کتاب بتوان احساس کرد، اگر چه نویسنده کوشیده این همدلی بر قضاوت‌هایش تاثیر نگذارد. با این حال نویسنده کتاب بیشتر از آنکه به قضاوت هدایت پرداخته باشد، کوشیده تصویری از این نویسنده، آثار و نوع اندیشه‌اش با استناد به محیط زندگی و زمانه‌ای که در آن زیسته داشته باشد.

این کتاب مفصل از چهار بخش تشکیل شده است: سرآغاز: از روشنگری تا رمانتیسم، فصل نخست: زندگی طوفانی؛ بخش دوم: اعتراض (نوشته‌ها) و بخش سوم: فرجام هدایت. در سرآغاز کتاب که مقدمه و مدخل اثر محسوب می‌شود، مهدی رهبری کوشیده تا به شکلی موجز به جریانی بپردازد که در واقع حکم جنبش روشنگری در تاریخ معاصر را دارد و صادق هدایت را می‌توان دنباله و فرزند این جریان فکری محسوب کرد. چنانکه خود هدایت نیز در بحبوحه همین تحولات مهم که اندک زمانی پیش از مشروطه آغاز شد و در ساله‌ای مشروطه به اوج خود رسید، چشم بر جهان گشوده بود.

فصل نخست کتاب چنانکه از عنوانش پیداست، مروری دارد بر زندگی (به زعم نویسنده) طوفانی صادق هدایت، که با تولد او در خانواده‌ای دیوان‌سالار آغاز شد و با خودکشی او در پاریس پایان یافت. اما نکته کلیدی آنکه مرگ هدایت بدان صورت که رقم خورد، توانست موج توجه به او را به شدت سرعت بخشد، چنانکه گویی او با این انتخاب نه تنها آثار خود را کامل کرده که به نمادی از سرنوشت روشنفکر معترض در زمانه خود بدل شده بود. چنان که در این کتاب نیز منعکس شده، در حکومت پهلوی اول نیز چندان تمایلی به پر رنگ شدن صادق هدایت نشان داده نمی‌شد و حتی خانواده‌اش نیز تصمیم گرفتند، به جای اینکه در فکر برگرداندن جنازه او باشند، آرامگاه موقت او در پرلاشز را به صورت دائم دربیاورند.

بخش دوم کتاب که حجم اصلی آن را تشکیل داده، شامل معرفی، مرور و بررسی همه آثار کوتاه و بلند صادق هدایت است، که نویسنده جملگی آنها را به دقت مورد توجه قرار داده است. تفاوت کار او با دیگر نوشته‌هایی که به نقد آثار هدایت اختصاص یافته در رویکردی است که در این بخش در پیش گرفته است. نگاه مهدی رهبری بیش از آنکه بر جنبه‌های ادبی این آثار توجه و تاکید داشته باشد، به محتوای آنها نظر دارد که با رویکردی جامعه‌شناختی و با شیوه‌ای مبتنی بر روش هرمونتیک کلاسیک نوشته شده و برای درک بهتر این آثار، آنها را مبتنی بر شناخت محیطی، تاریخی، جامعه‌شناختی، روان‌شناختی و سیاست‌شناختی مورد بررسی قرار داده است. نویسنده کتاب با عنایت به روش هرمنوتیک فلسفی باور داشت که نمی‌توان متن آثار هدایت را از زمینه به وجود آمدنشان جدا کرده و مورد تفسیر قرار داد. چرا که: «هدایت نویسنده‌ای بود که نوشته‌هایش همه‌ی ابعاد تاریخی و معاصر، همه‌ی حوزه‌های علوم اجتماعی ، همه تکنیک‌های ادبی قدیم و جدید و همه لایه‌های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی‌شان را در بر می‌گیرند.»

بخش سوم و پایانی کتاب، به فرجام کار هدایت می‌پردازد. در این بخش نویسنده با مرور رخدادهای آخرین روزهای زندگی هدایت، می‌کوشد تصویری از اوضاع و احوال فکری و روحی او ارائه کند و در این رهگذر به واکاوی دلایل سوق یافتن او به مرگی خود خواسته بپردازد.

آنچه این کتاب مفصل را خواندنی ساخته، رویکرد متفاوت نویسنده در بررسی زندگی و آثار صادق هدایت در ظرف زمان خود و گفتمان حاکم بر روزگاری است که هدایت در آن می‌زیسته و همچنین دردآگاهی نویسنده کتاب و اشراف او بر جهان ذهنی نویسنده‌ای است که به واسطه تعلق خاطر و درد مشترکی که آن را احساس کرده کلید ورود به دنیای آثارش را نیز بدست آورده است.

در یادبود کوتاهی که در صفحات پایانی کتاب، ناشر با اشاره به زندگی کوتاه مهدی رهبری منتشر کرده متن کوتاهی از نویسنده کتاب با عنوان «هدایت و من» آمده است که گویی باز چاپ دلنوشته‌ای از اوست که چرایی پرداختن او به صادق هدایت را آشکار می‌سازد: «دردهای من و هدایت یکی است» و شاید همین دردهای مشترک است که نوشته‌ی حاضر را چون فریادی تاثیرگذار ساخته است.

به نقل از الف کتاب

****

«بن بست»

(شرحی بر زندگی ، آثار و مرگ صادق هدایت)

نویسنده: دکتر مهدی رهبری

ناشر: کویر، چاپ اول 1396

910 صفحه،   70000 تومان

 

مد و مه/یکشنبه ۰۳ دی ۱۳۹۶

نظرات:
اخبار برگزیده