چه خوب که کتاب الکترونیک همه گیر نشد!

چه خوب که کتاب الکترونیک همه گیر نشد!

#وجیزه

شاید برای شما عجیب، بی‌اهمیت و حتی احمقانه به نظر برسد؛ اما همین چند سال پیش که تازه کتابهای الکترونیک از راه رسیده بودند؛ یکی از دغدغه های بزرگ من این بود که مبادا کتاب کاغذی به پایان راه خود رسیده باشد. بدترین اتفاق ممکن این بود که همان بلایی که سر روزنامه ها و مجلات آمد سر کتابها هم بیاید و شاید حتی بدتر. ما بمانیم کتابهای الکترونیک؛ یک مشت صفر و یک که به اتکای سخت افزار و با پرورش نرم افزار تصویر کتابها را روی صفحات لپ تاپ یا تبلت  و یا بوک ریدر و غیره نشانمان می دهد.

فکرش را بکنید روز تولد دوست نزدیکتان است، به جای کتاب چنین گفت زرتشت ترجمه داریوش آشوری که می توانید صفحه اول آن چیزی ببه یادگار بنویسید و برای همیشه در قفسه کتابخانه دوستتان به یادگار بماند و هربار که دید طعم رفاقت شما را برایش تاز ه کند، از طریق ایمیل  هفتصد مگ کتاب برایش بفرستید مجموعه کامل ترجمه های مختلف آثار نیچه، و صدها مقاله در نقد و معرفی آثار او. اگر از طریق عقلی به ماجرا نگاه کنیم این هدیه که برای او ایمیل کرده اید بیشتر به درد او که مثلا به این حوزه علاقه دارد، می خورد تا آن یک جلد کتاب که تازه باید یک پیک هم زحمت بردن آن را بکشد.

اما واقعیت این است که اگر آدمیزاد همیشه به ندای عقلش گوش می داد و عمل می کرد، این دنیای جای بسیار مزخرف تری از آنچه هست می بود! ندای دل است که زندگی را شورانگیز می کند. چه آن هنگام که می خواهد حسابگری عاقلانه را کنار بگذاریم و آنکس را برگزینیم که دوستش داریم و چه حالا که می گوید عشق بازی با کتاب الکترونیک ممکن نیست. کتاب را باید در برگرفت، وجودش را احساس کرد تا به آن دل داد، با کتاب کاغذی می توان همسفر شد، می توان در حاشیه آن چیزهایی نوشت، لای برگ هایش یادبودهایی را پنهان کرد و یا و از چروک برخص صفحاتش به یاد اندوهی افتاد که چشم هایمان را بارانی کرده و...

در غیاب کتاب کاغذی بسیاری چیزها از دست خواهند رفت،  تصور روزگاری که در آن کتابفروشی نباشد، ناممکن است، جایی که ساعت ها می توان در آن چرخید بی آنکه گذر زمان را احساس کرد. کتاب باید موجود باشد و حی و حاضر، بتوان آن را دید  و لمس کرد. کتاب الکترونیک انگار وجود ندارد، می توان آن را خواند؛ اما نمی توان  موجودیتش را احساس کرد. هر کتاب کتاب الکترونیک فقط متن است. بنابراین فاقد تمام جنبه های پیرامونی کتاب های کاغذی است. هر کتاب کاغذی علاوه بر متن هویتی خاص خود  نیز دارد. دو جلد کتاب چنین گفت زرتشت اگر متعلق به یک چاپ واحد هم باشند، به واسطه اینکه دو صاحب جداگانه دارند، هویت‌هایی متمایز از یکدیگر نیز پیدا می کنند که کتاب الکترونیک فاقد آن است.

این هویت می تواند حاصل تجربه خریدن آن، خواندن آن، امانت دادن آن، جابجا کردن آن و در یک کلام زیستن با آن کتاب باشد، در حالی چنین تعامل و رابطه‌ای با کتاب الکترونیک اصلا امکان پذیر نیست. کتاب الکترونیک فقط در لحظه خواندن موجودیت پیدا می کند آن هم موجویتی که عمومیت دارد. بنابراین کیفیت عام پیدا می کند، همچون اسم عامی که برای همه‌ی موجودات همانند بکار می رود. اما کتاب کاغذی چون موجودیتی دارد که به شکل عینی نیز پدیدار می شود، هنگامی که به یک فرد تعلق پیدا می کند، دارای خصوصیت نیز می شود. ارتباط با کتاب الکترونیک اتفاقی است ذهنی که تنها در لحظه خواندن آن واقع می شود، اما ارتباط با کتاب کاغذی جنبه عینی هم افزون بز جنبه ذعهنی دارد که از لحظه ای که آن را می خریم آغاز می شود و ادامه می یابد و با گذر زمان این ارتباط غنی تر می شود چرا تجربه ما با آن هویتی شکل یافته برایش به ارمغان می آورد.

به این موضوع از جنبه های دیگر بازهم خواهیم پرداخت.  

مد و مه/پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۶

نظرات:
اخبار برگزیده