شرلوک هلمز پس از آرتور کانن دویل

شرلوک هلمز پس از آرتور کانن دویل

شرلوک هلمز پس از آرتور کانن دویل

شرلوک هلمز گرچه کارآگاه مخلوق سِر آرتور کانن دویل بود، اما با آثار این نویسنده به چنان شهرت و محبوبیتی دست یافت و به‌قدری طرفدار پیدا کرد که بعد از آرتور کانن دویل، نویسندگان دیگری را هم به فکر انداخت که از او به‌عنوان شخصیت اصلی داستان‌های پلیسی خود استفاده کنند. یکی از این نویسندگان آدریان مالکوم کانن دویل، پسر سر آرتور کانن دویل، بود که به راه پدر رفت و داستان‌هایی پلیسی نوشت که شخصیت آن‌ها شرلوک هلمز بود. کتاب «شاهکارهای شرلوک هلمز» که با ترجمه رامین آذربهرام در انتشارات فرهنگ تارا منتشر شده، مجموعه‌ای است از همین داستان‌ها. البته چنانکه دکتر رامین آذربهرام در مقدمه‌ ترجمه فارسی این کتاب نوشته، آدریان کانن دویل اولین بار با کمک‌گرفتن از جان دیکسون کار، جنایی‌نویس آمریکایی، اقدام به نوشتن داستان‌هایی با محوریت شخصیت شرلوک هلمز کرد که آن داستان‌ها نیز قبلا به نام «ماجراهای جدید شرلوک هلمز» با ترجمه رامین آذربهرام در نشر مروارید چاپ شده است. اما آدریان کانن دویل به همان مجموعه اکتفا نکرد و بعدها شش داستان دیگر با محوریت شرلوک هلمز نوشت که «شاهکارهای شرلوک هلمز» ترجمه همین شش داستان است. در مقدمه مترجم بر ترجمه فارسی «شاهکارهای شرلوک هلمز» در این باره آمده است: «در سال ١٩٥٤ آدریان شش داستان دیگر هم بر مبنای شخصیت شرلوک هلمز نوشت که طرح و انشای آن‌ها کاملا از خودش بود و دیکسون کار، در نگارش آنها سهمی نداشت. این مجموعه نیز با استقبال دوستداران هلمز مواجه شد. کتابی که در دست دارید ترجمه‌ی همین شش داستان است.» مترجم در بخشی دیگر از این مقدمه درباره «شاهکارهای شرلوک هلمز» می‌نویسد: «آدریان در این شش داستان هم مانند کتاب ماجراهای جدید شرلوک هلمز از شیوه‌ی نگارش پدر تقلید کرده است تا حدی که بازشناختن این داستان‌ها از مجموعه‌ی اصلی داستان‌های شرلوک هلمز چندان آسان نیست.» مترجم همچنین درباره شیوه‌ای که برای ترجمه این مجموعه انتخاب کرده می‌نویسد: «نگارنده برای ترجمه‌ی این داستان‌ها هم مانند کتاب ماجراهای جدید شرلوک هلمز از نثری کهنه‌نما (شبیه به ترجمه‌های دهه‌های ٣٠ و ٤٠) استفاده کرد تا به خصوصیات نوشتاری متن اصلی نزدیک‌تر شود...» آن‌چه در ادامه می‌خوانید سطرهایی است از داستان «ماجرای یاقوت عباس» از این مجموعه: «با نگاه به یادداشت‌هایم درمی‌یابم که در زمستان ١٨٨٦ برای نخستین‌بار در شبانگاه دهم نوامبر کولاک شدیدی روی داده است. روز دلگیر و سردی بود. باد گزنده به همه‌جا سر می‌زد و پشت پنجره‌ها زوزه می‌کشید. با فرارسیدن شب در پرتو روشنایی چراغ‌های معابر که تاریکی خیابان بیکر را می‌شکافتند بارش نخستین دانه‌های برف آغاز شد و برف سطح پیاده‌روهای لغزان و خلوت را پوشاند».

به نقل از شرق

مد و مه/چهارشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۶

نظرات:
اخبار برگزیده