موسم نمایشگاه و حسرت کتابهای خوانده نشده / یادداشتی از احسان راسخی

موسم نمایشگاه و حسرت کتابهای خوانده نشده /  یادداشتی از احسان راسخی

به مناسبت نمایشگاه کتاب که در راه است

احسان راسخی
اردیبهشت که می رسد و موسم برگزاری نمایشگاه کتاب، فکر کتاب خواندن بیش از هر زمانی به ذهن خطور می کند. حسرت وقت هایی که می شود به کتاب خواندن اختصاص داد، اما به راحتی از دست می رود.  برای کسانی که در طول سال فرصت زیادی برای رفتن به کتابفروشی ها و خرید کتاب های تازه ندارند نمایشگاه بین المللی فرصت بسیار خوبی است تا همه چیزی را که نیاز  دارند در یک جا پیدا کنند. خوب بخاطر دارم زمانی که تازه خواندن و نوشتن یاد گرفته بودم هر هفته پدر برایم یک کتاب جدید می خرید. شاید در آن زمان زیاد علاقه ای به کتاب خواندن نداشتم و فقط عکس های رنگی کتاب ها برایم جذاب بود. برای اینکه زودتر کتاب را خوانده باشم به سراغ صفحه های آخر آنها می رفتم و فقط نتیجه گیری هایشان را می خواندم. آن موقع کتاب های کودک در صفحه های آخرشان چند خط به عنوان نتیجه گیری داشتند. مضمون بیشتر کتاب ها دعوت به راستگویی بود. خوب بخاطر دارم که بچه هایی که مشغول بازی در محل ما بودند با دیدن من و کتاب ها چقدر مسخره ام می کردند. و چقدر کودک بودم که به اشتباه می گفتم اینها برای برادرم است. من کتاب دوست ندارم و خودم را خلاص می کردم.


سالها گذشت. پدر نویسنده بود و همیشه انبوهی از کتاب ها در کنار لوازم زندگی در خانه ما وجود داشت. از همان سنین خردسالی مراقبت و احترام به کتاب ها ملکه ذهنم شده بود. همیشه از پدر می پرسیدم چگونه همه این ها را خوانده ای. کتاب هایی که حتی اسم هایشان برای من غیر قابل خواندن بود چه برسد به مضمونشان. پدر با لبخند به من می گفت تو هم اگر بخواهی می توانی همه را بخوانی.


از سالهای آخر دبیرستان با جدیت شروع به خواندن کردم. هر چیز که به دستم می رسید می خواندم. نویسندگان بزرگ. شاهکارهای ادبیات جهان. و تا به امروز همیشه حسرت می خوردم که چرا نتوانستم آن زمان کودکان محل را قانع کنم که من از کتاب خواندن لذت می برم. نتوانستم تشویقشان کنم.


هر وقت از رسانه ها و جراید خبر کاهش سرانه کتاب خوانی را در کشور می شنویم هم من و هم پدر قبلمان درد می گیرد. کشوری با این جمعیت تحصیلکرده چرا باید سرانه مطالعه اش فقط به چندین دقیقه برسد؟!


هنوز هم هستند افرادی در بین اقوام و دوستان که از خرید کتاب تعجب می کنند و یا کتاب خوان های را مسخره می کنند. گویا فهمیدن اینکه کتاب غذای روح است برایشان سخت است. با خلق  دنیای مجازی و تکنولوژی های پیشرفته هر کسی براحتی ادعا می کند که بدون خرید کتاب می تواند همه چیز را هر وقت که دلش بخواهد بخواند و این توجیه عامه شده است.


ضررهایی که انسان باید در آینده بخاطر کتاب نخواندن متحمل شود خیلی بیشتر از هزینه ای است که امروز بابت خرید کتاب می پردازیم. به قول رضا امیر خانی یکی از کمترین مزیت کتاب ها این است که می توانید لحظاتی را از همنیشینی با نویسندگان بزرگی چون کافکا، هوگو، همینگوی لذت ببریم.


شاید نگاه متفاوتی که نسبت به علاقه مندان کتاب باشد بیشتر از همه آزار دهنده است. در داخل اتوبوس، مترو و یا حتی کتابخانه های دانشگاه که جای شوخی و لطیفه است نه کتاب! می توان این را فهمید. شاید با این تعجبی که افراد جامعه ما از کتاب دارند این سرانه مطالعه کمتر از این هم بشود.

مد و مه/جمعه ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۶

نظرات:
۱۳۹۶/۰۲/۰۸ ۱۲:۵۹:۳۸ بابک

کاش گردانندگان سايت يا نويسندگان مطالب به غلط هاى تايپى بيش تر توجه کنند که معضل آزاردهنده اى شده است. اغلب مطالبى که در اين سايت مى خوانم دست کم سه -چهار غلط دارد که تکرار آن نشانه ى بى توجهى و سرسرى گرفتن است. نمونه اش همين مطلب که در همان پاراگراف نخست سه غلط داشت.

۱۳۹۶/۰۲/۰۸ ۱۳:۳۰:۵۶ مد ومه

دوست عزیز حق باشماست و با کمال شرمندگی جز اینکه بگوییم با وجود تنگناهایی که داریم نهایت سعی خود را خواهیم کرد که این غلط ها کاهش یابند، چه می توانیم بگوییم! اما در مورد این مطلب متاسفانه نسخه غیر نهایی آن آپلود شده بود که اصلاح کردیم.

۱۳۹۶/۰۲/۰۸ ۱۳:۵۰:۴۵ بابک

ممنون از توجه و پاسخ گويي. اغلب مطالبى که نشر مى دهيد خواندنى و ارزشمند است، تشکر مى کنم از تلاش و زحمت بسيارتان.

اخبار برگزیده