«کتابِ دلبستگی ها» اثر ادواردو گاله آنو / شاید ما هم کلماتی باشیم/ نوید بازیار

«کتابِ دلبستگی ها» اثر ادواردو گاله آنو / شاید ما هم کلماتی باشیم/  نوید بازیار

شاید ما هم کلماتی باشیم

مروری بر کتاب «کتابِ دلبستگی ها» اثر ادواردو گاله آنو

نوید بازیار

«کتاب دلبستگی ها»، کتابی است عجیب، که سر می رود از محدوده های کتاب و محدودیت های ژانرها و قالب ها. ادواردو گاله آنو (Eduardo Galeano) نویسنده این کتاب، آن چه می خواهد بگوید، را به همان صورت که خود شایسته می داند، شکل می دهد و به ادبیات تبدیل می کند، نه با متر و معیارهایی که دست و پایش را ببندند و انفجار ذهن و زبانش را سرد و سترون کنند.

«ترس

یک روز صبح خرگوشی از سرزمین سرخپوستان به ما هدیه کردند. محبوس در قفس به خانه آمد. ظهر در قفس را برایش باز کردم.

غروب به خانه بازگشتم و همان گونه که گذاشته بودم، یافتمش، توی قفس، چسبیده به نرده ها، لرزان از ترس آزادی.»  ص 105

او در این کتاب، فضایی می آفریند که هم خواننده را از مسایل تاریخی و سیاسی اغلب کشورهای آمریکای لاتین  ـ اقلیم دردهای جانسوز و مشترک ـ آگاه می کند و هم او را شگفت زده می کند. قطعاتی نوشتاری که در همان حال که ادبیند، تاریخ را بازگو می کنند، اقتصاد ضد انسانی را نقد می کنند، لحظه های ناب را قاب می گیرند و در یک کلام: تافته های هستند از حیرت، رویا نگاری و فوران زبان:

« ... صریح گفت: جهان این است. تلّی از آدم. دریایی از آتش های کوچک.

هر فردی با نور خودش میان افراد دیگر می درخشد. دو آتش شبیه به هم وجود ندارد. آتش هایی هستند بزرگ و آتش هایی کوچک و آتش هایی همه رنگ.

آدم هایی هستند از آتش ملایم، که حتی از باد هم متاثر نمی شوند، و مردمی هستند از آتش سرکش، که هوا را پر از جرقه می کنند. بعضی آتش ها، آتش های بی جان هستند، نه روشنی می بخشند و نه می سوزانند؛ اما آتش های دیگر، زندگی را با چنان اشتیاقی می سوزانند که نمی شود بدون مژه زدن به آنها نگاه کرد، و هر کس به آنها نزدیک شود، می سوزد.» ص 11

دغدغه گاله آنو، هم چون اکثر پدیدآورندگان ادبیات آمریکای لاتین، تاثیر استعمار است و استثمار بر آدم ها، حیوانات و خطه ای حاصل خیز، که جز گروهی قلیل دارای قدرت از آن بهره مند نمی شوند. اما  او در نوشتارش، به عجز و لابه، یا فحاشی و هتاکی نمی پردازد. او هم چون مورخ ـ منتقدی زخم خورده اما بردبار، مقوله استثمار را بدین شکل بیان می کند:  

«تمدن مصرف

گاهی در آخر فصل، وقتی جهانگردان به کالیا می رفتند، صدای زوزه از کوه به گوش می رسید. نعره های سگ های بسته شده به درخت بود.

جهانگردان، هر چه تعطیلات ادامه پیدا می کرد، از سگ ها برای تسکین تنهایی استفاده می کردند، و بعد، موقع رفتن، آنها را در دل کوه می بستند تا به دنبالشان نیایند.» ص 178

«جنگ»، تحفه ای است که دیکتاتورهای وحشتناک آمریکای لاتین بی دریغ به مردم بی پناه کشورهاشان می بخشند. جنگ هایی همراه با شکنجه و گرسنگی و کوچ های بی بازگشت:

«گرسنگی/1

در خروج از سن سالوادور، و رفتن به سمت گوآساپا، برتا نابارّو، یک زن روستایی آواره به خاطر جنگ را یافت. یکی از هزاران زن روستایی آواره به خاطر جنگ. او از هیچ نظر با زنان و مردان دیگر فرق نداشت. زنان و مردان از پا افتاده از گرسنگی. اما آن زن بیمار و زشت در وسط بیچارگی و غم ایستاده بود، بی گوشت بین استخوان و پوست، و در دستش، پرنده بیمار و کوچک زشتی داشت. پرنده مرده بود و او بسیار آرام، پرهایش را می کند.» ص 72 

به تصویر «آن زن بیمار و زشت در وسط بیچارگی و غم ایستاده بود، بی گوشت بین استخوان و پوست» دقت کنید! این تصویر، پرتره ای از زبان، که هم ادبی است و هم واقعیت عریان و التیام ناپذیر تاریخی آن کشور.

در بیشتر قطعات کتاب، رگه هایی از جادوی شعر برق می زند و همین ویژگی باعث لذت مضاعف متن می شود و دقتی مضاعف نیز برای فهمیده شدن طلب می کند.ادواردو گاله آنو داستان نویس و روزنامه نگار اوروگوئه ای در1940 به دنیا آمد و سال 2015 درگذشت. از دیگر کتاب های وی شاهکار «سه گانه آتش» و «رگ های باز آمریکای لاتین» است که نویسنده در آن به واشکافی اوضاع سیاسی و اقتصادی آمریکای لاتین به عنوان اقلیمی استعمار شده می پردازد.

کتاب «کتاب دلسبتگی ها» را نازنین نوذری ترجمه و نشر نوروز هنر منتشر کرده است. کتابی که بریده ای است از آتش و جادو.

 

مد و مه/پنجشنبه ۰۴ شهریور ۱۴۰۰

نظرات:
۱۴۰۰/۰۶/۰۴ ۲۰:۳۳:۲۷ عبدالحميد اماني

چه زيبا توصيف كرده ايد متن نويسنده رو شعر در ادبياتش برق ميزد

۱۴۰۰/۰۶/۰۵ ۱۵:۰۳:۴۱

قلمتان سبز باد.

اخبار برگزیده