کار خوب همیشه تازه می ماند... / نیره رحمانی

کار خوب همیشه تازه می ماند...  / نیره رحمانی

نگاهی به کتاب «دهه‌ی 40 و مشق‌های دیگر» از شمیم بهار

کار خوب همیشه تازه می ماند...

نیره رحمانی

شمیم بهار از جمله انگشت شمار نویسندگانی است که عزلت گزین بود و گزیده کار، اما عجیب اینکه با همین اندک آثاری که از او منتشر شده، حضورش تاثیر گذار بود و  نوشته‌های‌شان ماندگار.  جالب اینکه همین آثار نیز به صورت پراکنده در نشریات دهه چهل منتشر شده بودند، که دسترسی به آنها لااقل تا اوایل دهه هشتاد و قبل همه گیر شدن فضای مجازی به دشواری ممکن بود. اما با این همه نه تنها ولع مخاطبان برای خواندن این آثار کم نشد که سرانجام با دست به دست شدن این آثار نام شمیم بهار بیش از پیش در مرکز توجه قرار گرفت.

خوشبختانه اخیرا بخشی از آثار منتشر شده از شمیم بهار را در قالب کتابی با عنوان «دهه‌ی 40 و مشق‌های دیگر» به بازار فرستاد. اهمیت این اتفاق و نقش مثبت ناشر از آن روست که  شمیم بهار نه تنها بیش از چهار دهه سکوت کرده و گوشه‌گیری اختیار کرده بود، بلکه با انتشار مجدد این آثار نیز مخالفت نشان می داد و همین باعث شده بود که این آثار آن گونه که باید و به شکلی شایسته بدست مخاطبان نرسد. اما سرانجام به همت این ناشر و  نه تنها به تجدید چاپ نقدها و داستان‌های خود رضایت داد که در بازنشر آثار دوست دیرینه‌اش بیژن الهی نیز نقشی کلیدی و سازنده ایفا کرد تا مجموعه این نوشته‌ها با کتاب پردازی جذاب و در خور شأن این آثار، به دست علاقمندان ادبیات و سینما برسد.

«دهه‌ی 40 و مشق‌های دیگر» از سه دفتر تشکیل شده است. دفتر اول کتاب در برگیرنده‌ی شش داستان است که شمیم بهار در فاصله سال‌های ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۱ نوشته و در همین دوره زمانی در مجله اندیشه و هنر (به سردبیری ناصر وثوقی)  چاپ شده‌اند. برای اینکه خیال مخاطبان کتاب راحت باشد باید اشاره کرد که این داستانها در قیاس با نسخه اصلی هیچ تغییری نکرده اند و خوشبختانه دچار تیغ سانسور نیز نشده اند. مگر دو یا سه کلمه که در متن مشخص شده‌اند که  قابل حدس هستند و در غیر این صورت هم لطمه‌ای به داستان ها نمی زنند.

عناوین داستانهای منتشر شده در این دفتر بدین قرار است: این‌جا که هستم،  پاییز،  ابر بارانش گرفته است، اردیبهشت 46 ، شش حکایت کوتاه از گیتی سروش، سه داستان عاشقانه( فرهاد / گیو / بهمن). سبک شمیم بهار در داستان نویسی منحصر به فرد است و نمی‌توان در میان نویسندگان ایرانی کسی را شبیه به او یافت. زبان داستانهایش ساده اند، اما اتمسفر  حاکم بر آنها  نشان از حضور نویسنده ای با ذهنی پیچیده دارد که داستانها چند لایه و قابل بحث آفریده است. داستانها همگی به یک دیگر مربوطند، بی اینکه دنباله هم باشند، اما حضور مشترک برخی شخصیتها در این داستانها و ارجاع به اتفاقاتی که در داستانی دیگر رخ داده است، از مجموعه این شش داستان، جهانی مشترک می سازد که می تواند آنها به یک رمان متفاوت و بسیار جلوتر از زمانه خود بدل کند. شحصیت‌های داستانهای شمیم بهاراغلب مرفه و درس‌خوانده و روشنفکرند.با این حال با مناسبات سنت زده پیرامون خود مشکل دارند. این داستانها حادثه محور نیستند،  بلکه شخصیت محورند و نویسنده روی موقعیت ها، مناسبات و فضای حاکم بر آن تمر کز دارد. واقعیت این است که در طول همه این سالها به دلیل باز نشر برخی نقد های سینمایی شمیم بهار، وجهه به عنوان یک منتقد بیش از حیثیت ادبی او شناخته شده بود. اما حالا به روشنی می توان دید که وجهه شمیم بهار به عنوان داستان‌نویس به مراتب برجسته تر می‌نماید.  

دفتر دوم کتاب حاضر دربرگیرنده مقاله‌ها و یادداشت های مطبوعاتی شمیم بهار است، که به طور عمده شامل نقدهای سینمایی اوست و چند نقد و نوشته درباره ادبیات.  اگر پیش از این شمیم بهار در این زمینه نامدار تر بود، به دلیل تاثیری است که باهمین تعداد اندک نوشته سینمایی در تاریخ نقد نویسی ایران داشته است. چنانکه بسیای به دیده‌ی آموزگار او را نگاه کرده اند. اهمیت شمیم بهار به ویژه از آن روست که به نسل اول منتقدان جدی نقد فیلم در ایران تعلق دارد. نقدگونه هایی که تاپیش از آن نوشته می‌شدند فاصله زیادی با نقدهای جدی این نسل (شمیم بهار، کیومرث وجدانی، بهمن طاهری و...) داشتند که البته بهار در این زمینه تاثیرگذا تر از بقیه بود. نقد های او اگر چه با زبانی به دور از پیچیدگی نوشته شده اند، اما کوشیده اند با فاصله گرفتن از نقد ذوقی صرف، از شیوه ای تحلیلی و استدلالی برای پرداختن به فیلمها بهره ببرند. نوشته های او حکایت از منتقدی تیز هوش دارد که بازبانی به دور از محافظه کاری نوشته شده اند.

عناوین مطالب گرد آمده در دفتر دوم بدین قرار است: دفتر دو: تنگسیر، ولادیمیر نابوکف، جلال آل احمد ، ترجمه الیوت ، خشت و آینه، سیاوش و تخت جمشید ، راهنمای فیلم، آگراندیسمان ، راز کیهان ، بهترین مرد،  بانی و کلاید، سامورایی ، الدورادو و  شناگر.

اما در کنار این نوشته ها که همگی پیشتر منتشر شده بودند و به لطف این کتاب یکجا در اختیار مخاطب علاقمند قرار گرفته اند، کتاب حاضر بخش منتشر نشده و ویژه ای را نیز برخوردار است، این بخش که دفتر سوم کتاب را می‌سازد، متن فیلمنامه‌ای است منتشر نشده با عنوان  «عاشقانه» که پایان بخش این کتاب خواندنی است. کتابی که انتشار آن یک اتفاق فرخنده بود هم برای آنها که شمیم بهار می شناختند و حالا آثارش را یکجا در اختیار دارند، هم برای آنها که تازه فرصت استثنایی آشنا شدن با زبان و جهان ذهنی یکی از ممتاز ترین نویسندگان ایرانی را یافته اند و خواهند دید که کار خوب همشیه تازه می ماند...

اختصاصی مد و مه

«دهه‌ی 40 و مشق‌های دیگر»

شمیم بهار

نشر بیدگل، 385 صفحه

مد و مه/سه شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹

نظرات:
اخبار برگزیده