گزارش روزانه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر /۶ : سینما یا فوتبال مسئله این است!/ نیره رحمانی

گزارش روزانه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر /۶  : سینما یا فوتبال مسئله این است!/  نیره رحمانی

گزارش روزانه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر /۶

سینما یا فوتبال مسئله این است!

نیره رحمانی

با اینکه من برخلاف پسرم اصلا فوتبالی نیستم، اما به خاطر اینکه مدام در طول شب و روز در این باره حرف می‌زند تا اندازه‌ای با حال و هوای مزخرف حاکم بر آن آشنا شده ام! با تماشای فوتبال زیبا مشکلی ندارم اما اینکه همه عالم و آدم درست به دست هم بدهند و چنان جوی بسازند که انگار مهمتر از این،  هیچ مسئله ای در دنیا وجود ندارد، خیلی دلخورم می‌کند.

با اینکه گفته می شود بازی های لیگ براساس قرعه کشی تعیین می شوند، اما نمی دانم چرا همیشه دربی پایتخت درست وسط جشنواره سرو کله‌اش پیدا شده و همه چیز را تحت الشعاع خود قرار می دهد.این ماجرا آنقدر طبیعی جلوه می‌کند که در روز ششم جشنواره، نه تنها فیلم اول را نیم ساعت زودتر شروع می کنند، بلکه سانس وسط را هم به نمایش بازی بین استقلال و پرسپولیس اختصاص می دهند، آن هم روی پرده بزرگ سینما که برای فوتبالی ها حتما جذابیت های خودش را دارد. حالا این غیر از دو صفحه نمایش بزرگی است که در سالن انتظار و پذیرایی جشنواره به صورت مستقیم بازی را برای خیل جماعت علاقمند به نمایش در می‌آورند. 

یکی از منتقدان نام آشنا در باره اوضاع و احوال روز ششم می گوید که چرا کمی از این هیجان و آدرنالینی که در دربی پایتخت وجود دارد در سینمای ایران نیست؟ این ماجرا دلایل گوناگونی دارد که خیلی از آنها مربوط به خود فیلمها هم نیست. این یک مسئله جهانی است، روزگاری سینما جذاب تر از خیلی چیزها حتی فوتبال بود، در دنیای امروز نه در ایران و نه در هیچ جای دنیا سینما نمی تواند  اهمیت فوتبال را برای مردم داشت باشد.

به هر حال باید اعتراف کرد که فوتبال در این ولایت از اهم امور است، حتی برای اهالی سینما. در روز ششم جشنواره برخلاف سیر نزولی افزایش تعداد ببیندگان فیلمها (در روزهای گذشته)، یکباره با افتی محسوس روبه رو می شویم و این نشان می دهد که با وجود تمام تمهیداتی که برای جلب نظر علاقمندان فوتبال در سالن رسانه‌های گروهی در نظر گرفته شده، خیلی ها ترجیح می دهند، این رقابت سنتی را با همان مناسک سنتی و خاص خود، در جمع های دوستانه و یا در استادیوم تماشا کنند. به این خاطر روز ششم  در قیاس با روزهای گذشته با جمعیت کمتری در پردیس ملت روبه رو به رو هستیم.

***

نیم ساعت زودتر از هر روز رأس ساعت یک، فیلم کشتارگاه ساخته عباس امینی به نمایش در می‌آید. عباس امینی فیلمساز نسبتا با تجربه ای محسوب می شود، علاوه بر فیلم «قصه شب» پیش از این  فیلم‌های «والدراما»، «هندی و هرمز»، «من اینجا هستم» را ساخته است که «والدراما» اثری موفق درجشنواره‌های جهانی بود و در جشنواره فیلم برلین نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم اول هم شده بود.

با وجود کارنامه هنری مقبول امینی، «کشتارگاه» را با وجود پاره ای از ضعفهایش، در مجموع می توان تماشایی ترین کار سینمایی او محسوب کرد. از این جهت که هم برای تماشاگر خاص می تواند فیلمی پذیرفتنی باشد و هم اینکه تماشاگر عام را تا انتها به دنبال خود بکشد.

عمده داستان فیلم در فضاهای حاشیه‌ای و جنوب شهر تهران می‌گذرد، جایی که امینی نشان داده شتاخت خوبی از حال و هوا و مناسبات حاکم بر آن دارد. نقطه عزیمت داستان فیلم با قتل سه مرد رقم می خورد، قتلی که صاحب کشتارگاه می کوشد آن را یک اتفاق غیرمنتظره (برای نگهبان کشتارهاه و پسراو امیر) نشان دهد. جنازه های یخ زده در داخل سردخانه کشتارگاه و دستپاچگی مردانی که آنها را خاک می کنند، شروعی تاثیر گذار را برای کشتارگاه رقم می زند. 

شکل مرگ و نحوه خلاصی از دست این جنازه ها با پرداخت سینمایی خوبی که دارند، همانقدر که بر تماشاگر تاثیر می گذارد، به عنوان یک اتفاق که ذهن امیر (پسر جوان نگهبان کشتارگاه) را به خود مشغول کرده نیز قابل قبول است. بخصوص که همین مسئله زمینه ساز واکنشی‌ست که او در اواخر فیلم از خود نشان داده و فصل پایانی «کشتارگاه» را (این بار نیز به شکلی جذاب و تاثیر گذار) رقم می زند . 

عبای امینی در کشتارگاه کوشیده در کنار روایت داستانی جذاب که می‌تواند مخاطب را تا انتها به دنبال خود بکشاند، دست روی مسائلی بگذارد که از معضلات مبتلا به جامعه امروز هستند، بحث قاچاق گوشت و گران شدن آن که سال پیش آن صحنه های ناراحت کننده صف های طویل مردم و درگیری شان با یکدیگر را رقم زده و بود؛ یکی از نتایج مناسبات آلوده ای است که صاحبان سرمایه و قدرت است که در این فیلم اشاراتی به آن شده است. اما بیشتر از گوشت این بحث دلار و قاچاق آن است که به عنوان معاملات کثیف سود آور در حاشیه کاتر کشتارگاه بدان پرداخته شده است.

امیر که به دلیل عذاب وجدان به سراغ آقای متولی (صاحب کشتارگاه و قاتل آن سه مرد) می رود، رفته رفته توسط او به عنوان یک پادو جذب کار می شود. احتیاج مالی او باعث می شود وارد این زد و بند شود، اما درست در زمانی که در مسیر بدل شدن به یک متولی دیگر (در آینده) قرار گرفته، ترجیح می دهد، به جای پول ارزش های انسانی را انتخاب کند.

***

بعد از تماشای دربی جذاب پایتخت در سانس دوم سینمای رسانه های گروهی، همه بحث های جمع های دوستانه، معطوف به حواشی این بازی است،  برادران محمودی، سازندگان فیلم «مردن در آب مطهر» این شانس را دارند که تا نمایش فیلمشان، یک ساعت و نیمی وقت هست تا بحث های تکراری دربی تمام شود، و جماعت به تماشای یک فیلم دیگر دل دهند.

نوید محمودی به عنوان کارگردان و جمشید محمودی به عنوان تهیه کننده، دو برادر افغان هستند که سالهاست در ایران به فیلمسازی مشغولند. حضور چهره هایی این چنین در میان مهاجران افغان کمترین فایده اش این است که تاحد زیادی برداشت های نه چندان خوبی را که در مورد حضور مهاجران افغان در ایران وجود دارد، اصلاح می کند و البته در افغانستان نیز این دو برادر چهره‌های محبوبی به شمار می روند، که هموطنانشان به آنها افتخار می کنند.

«مردن در آب مطهر» پنجمین کار  نوید محمودی پس از فیلم های «چند متر مکعب عشق»، «رفتن»،‌ «رونا»، «شکستن همزمان بیست استخوان» است، آخرین ساخته برادران محمودی «شکستن همزمان بیست استخوان» بود که دو جایزه در جشنواره فیلم فجر بدست آورد و تابستان گذشته  روی پرده رفت.

در کسوت فیلمساز برادران محمودی تیم کم و بیش موفقی بوده اند، این مسئله وقتی بیشتر خود را نشان می دهد که توجه داشته باشیم، آنها با دشواری های بسیار توانسته اند در این فضا کار کرده و رفته رفته موقعیت خود را تثبیت کنند.فیلمسازی در ایران برای خود ایرانیان دشواری کم ندارد، چه رسد به کسانی که از کشوری دیگر به ایران مهاجرت کرده و متاسفانه همیشه از بالا به آنها نگاه شده است.

برادران محمودی در فیلمهایشان همیشه سعی کرده اند، موضوع مهاجرت و چالش هایی که برای افغان‌ها به دنبال داشته را دستمایه کار خود قرار دهند. همین مسئله باعث شده اغلب آثارشان درفضاهای حاشیه‌ای  و فقیرنشین شهر روایت شوند.

«مردن در آب مطهر» از این منظر تفاوت های اندکی با آثار قبلی آنها دارد. این بار چند جوان افغان به عنوان شخصیت های اصلی داستان انتخاب شده اند که رویای رسیدن به اروپا را دارند. رفتن به ایران پل رسیدن به اروپاست. اما این بار معضلات معمول مهاجرت به ایران و درگیری های آن نیست که چالش های اصلی را رقم می زند. شخصیت های فیلم برای رسیدن به رویای زندگی بهتر باید از مسائل مهمتری همانند دینشان نیز مایه بگذارند. تغییر دین و  رابطه عاشقانه میان شخصیتها به عنوان جذابیت های اصلی این داستان، تماشاگر را جذب فیلم تازه برادران محمودی می کند از جمله آثار موفق کارنامه آنها نیز هست.

مد و مه/سه شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۸

نظرات:
اخبار برگزیده