روزگار بلاخیز و روشنفکران خانه بدوش حمیدرضا امیدی سرور

روزگار بلاخیز و روشنفکران خانه بدوش  حمیدرضا امیدی سرور

نگاهی به «سفر دریایی با دن‌کیشوت» اثر توماس مان

روزگار بلاخیز و روشنفکران خانه بدوش

حمیدرضا امیدی سرور

هیتلر  در یکی از بدترین دوره‌های  اقتصادی آلمان، با سازوکاری کاملا دموکراتیک توسط مردم انتخاب شد. اما همین که به قدرت رسید، همه ی توان خود را برای از بین بردن تمام نشانه‌های همین دموکراسی بکارگرفت. توفیق برنامه‌های اقتصادی او با توجه به تحریک احساس همبستگی و غرور ملی آلمان ها، زیر پرچم سوسیال ناسیونالیسم، اگرچه بهبودی از منظر اقتصادی همراه داشت، اما همین مقبولیت باعث شد پایه های دیکتاتوری جدید مستحکم شود.  اضمحلال نهادهای دموکراتیک کشور آلمان که با تمرکز قدرت در دستان پیشوا همراه بود، روشنفکران و اندیشمندان بسیاری را نه دلزده که هراسان ساخت. بخصوص در سال 1933 بعد از آتش سوزی رایشتاگ (مجلس آلمان) که توسط خود حکومت صحنه سازی شد تا به دنبال آن دیکتاتوری نظام هیتلری بهانه لازم برای دستگیری و قتل روشنفکران و هنرمندان منتقد و مخالف را داشته باشد.

در چنین احوالی نویسندگان و هنرمندان بسیاری به جرم یهودی بودن یا مخالفت با هیتلر از آلمان گریختند، برخی که دیر جنبیدند، گرفتار شدند و کارشان به زندان و اردو گاه‌های مرگ افتاد.  توماس مان البته بخت یار بود چون در این حین در خارج از آلمان بود. از سوی دیگر او برخلاف بسیاری از نویسندگان مهاجر آلمانی که نتوانستند در کشورهای دیگر موفقیت‌های گذشته را داشته باشند؛ نویسنده‌ای تقریبا بین المللی بود که آثارش به دیگر زبانها ترجمه شدند و استقبال خوبی را نیز برانگیخته بودند.

 مجموعه این شرایط دست به دست هم داده بود که توماس مان اگرچه تمایل یا کششی برای بازگشت به وطن را نداشت  اما برخلاف دیگر نویسندگان مهاجر نیز علیه دیکتاتور تند روی حاکم بر آلمان واکنش سختی نشان نمی‌داد. این ماجرا لااقل تا زمان حمله نظامی هیتلر به لهستان که خشم توماس مان را برانگیخت، ادامه داشت و سلب ملیت آلمانی از  خانواده‌اش محصول این دوره بود که توماس مان نیز در آرزوی شکست هموطنانش در جنگ بود.

توماس مان از معدود چهره‌هایی بود که در دوره مهاجرت نیز آثارش کماکان در اوج کیفیت ادبی قرار داشتند. در این بخش از کارنامه او آثار شاخصی می‌توان یافت که یکی از جالب‌ترین آنها  اثری است درباره دن کیشوت رمان کلاسیک معروف سروانتس؛ اثری که به شکلی هنرمندانه میان یک سفرنامه شخصی و نوشته ای ادبی در تفسیر رمانی کلاسیک در نوسان است. همین ویژگی جذابیت منحصر به فردی بدان بخشیده است.

این کتاب کوچک و بسیار خواندنی بیش از هشتاد سال بعد از نوشته شدن آن با ترجمه بسیار خوب محمود حدادی و کتاب‌پردازی مقبول نشر نو بدست مخاطبان فارسی زبان رسیده است.حکایت نوشته شدن این کتاب کم از جذابیت متن آن ندارد؛ چرا که محصول شرایطی است  که تجربه آن تنها در دهه‌های نخست قرن بیستم امکان آن وجود داشت.

ماجرا از آنجا شروع شد که در بهار سال ۱۹۳۴  ناشر آمریکایی کتاب های توماس مان، از این نویسنده دورافتاده از وطن، برای سلسله سخنرانی هایی در آمریکا دعوت کرد. در آن زمان عبور از اقیانوس اطلس، تنها باکشتی اقیانوس پیما میسر بود، آن هم با سفری که کم و بیش ۱۰ روز طول می کشید. توماس مان برای رفع کسالت در این سفر طولانی، خود را با خواندن «دن کیشوت» سرگرم می کرد البته او یادداشت هایی هم درباره این کتاب و ظرائف ادبی و محتوایی آن می‌نوشت. اما جذابیت کار در این بود که  او در عین حال مشاهدات خود را به عنوان یک مسافر کشتی به صورت یادداشتهای روزانه مکتوب کرده و بخشی از احوال ذهنی و روحی اش  در دل این یادداشتها روی کاغذ می آورد. بنابراین یادداشت های او بدل به کتابی شدند که از یک سو سفرنامه ای است به آمریکا و از سوی دیگر نواکاوی و تحلیل یکی از مهم ترین رمان های تاریخ ادبیات داستانی جهان.

زمان شروع یادداشت های توماس مان، نوزدهم ماه مه ۱۹۳۴، یعنی همان سال نخست شروع مهاجرت نویسندگان و روشنفکران آلمانی (بعد از آتش سوزی رایشتاگ) بود ؛ بنابراین آن را جزو اولین آثار ادبیات آلمانی در دوران هجرت نیز محسوب کرده‌اند. البته نشانه‌های این مهم به صورت اندوه و غمی ملایم  در این یادداشتها قابل ردیابی است، اما هنوز توماس مان به طور جدی با مشکلاتی  که دیگر چهره‌های همسطح او دچارش شده بودند، در گیر نبود. بی شک اگر این کتاب ابتدای دهه چهل میلادی نوشته شده بود، به دلیل شدت یافتن مخالفت‌های توماس مان با حکومت هیتلر وضعیتی متفاوت می داشت. این سفر در هجدهم ماه مه با کشتی اطلس پیمای فولندام آغاز شد و یازده روز بعد در بیست ونهم همین ماه با رسیدن به  نیویورک پایان یافت. همسر توماس مان نیز در این روزها با او همراه بود. متن یادداشتهای توماس مان نه ماه بعد در زوریخ در شکل کتاب منتشر شد.

در این سفرنامه توماس مان،  به مسائل شخصی خود کمتر پرداخته است، در این ایام جهان آبستن حوادثی هولناک بود که کمتراز یک دهه بعد با افروخته شدن آتش جنگ جهانی سراسر دنیا را تحت الشعاع خود قرار داد. از لحن حزن انگیز توماس مان در بخشهایی از سفرنامه می توان  نومیدی او را به آینده احساس کرد . همچنین می‌توان در لابلای این نوشته  اشاراتی  یافت که از احساس خانه به دوشی او و نیز وضعیت کلی روشنفکران و نویسندگان آلمانی در آن دوران، حکایت می‌کند. مسئله مهاجرت و نامشخص بودن خانه خویش، ماجرای یهودیان آواره و فراری که برخی با او همسفرند، لحن خشن دولت‌مردان تازه بر مسند نشسته برلین (هیتلر و اطرافیانش) و... از جمله دیگر نشانه‌های زندگی آن روزگار نویسنده ی کتاب است که در این یادداشتها بازتاب داشته است.

درواقع این هنر یک نویسنده است که می تواند، این چنین جهان ادبیات را با واقعیت‌های روزگار خود در آمیخته و در قالب سفرنامه‌ای روایی آنها را شخصی کند. از لذت خوانش دن کیشوت بنویسد و در کنارآن نقد خود را از جهانی که شتابان به سوی مدرن شدن می رود، مطرح کند. به همین خاطر کتاب اهمیتی چند سویه پیدا می کند، هم از منظر دریافت‌هایی که از دن کیشوت ارائه می کند، هم روایتی که بخشی از زندگی و دیدگاه‌های توماس مان را پیش روی خواننده می گذاردو در عین حال کتاب گواهی از آن روزگار بلاخیر برای روشنفکران و نویسندگان و حتی دانشمندان آلمانی هم هست.

افزون براین کتاب دو پیوست  مهم دارد یکی نوشته‌ای از هاینریش هاینه، شاعر کلاسیک آلمانی در قرن نوزدهم،  که تفسیری‌ست  ژرف نگرانه از رمان «دن کیشوت» که در ابتدای کتاب حاضر به چاپ رسیده و دیگری  چهره نگاری فیلیپ دوم، شاه خودکامه اسپانیایی هم روزگار سروانتس، که به قلم فردریش شیلر نوشته شده است. دراین نوشته که پایان بخش کتاب حاضر نیز هست، نه فقط به شرح ویژگی های فیلیپ دو که به مناسبات تاریخی و سیاسی حاکم بر جامعه‌ی هم روزگار با سروانتس پرداخته شده است.

نقل از الف کتاب

«سفر دریایی با دن‌کیشوت»

نویسنده: توماس مان

ترجمه: محمود حدادی

ناشر: فرهنگ نشر نو؛ چاپ اول 1398

130 صفحه، 25000 تومان

مد و مه/سه شنبه ۱۰ دی ۱۳۹۸

نظرات:
اخبار برگزیده