نگاهی به رمان «قارا چوبان» نوشته‎ی مرتضی کربلایی‎لو

رمانی متکی بر تأویل های رابطه ای/ حمید رضا اکبری شروه

نگاهی به رمان «قارا چوبان» نوشته‎ی مرتضی کربلایی‎لو

قارا چوپان روایتی نو در به تصویر کشیدن انسانی گرفتار تردید است، شخصیتی به نام عیار که در ذهنش به‎دنبال چرا‎‎های برای اتفاقات در حال وقوع است.

این مرا یاد نهنگ می‎انداخت به رغم غول پیکرش، صدایی ناله‎ای و زنانه داشت. ص-۲۵

تودورف در کتاب ساختارگرا می‎گوید :

رابطه تاویل و بوطیقا رابطه‎ای مثبت و جدا ناشدنی است. اما در برابر رابطه میان بوطیقا و علوم دیگر که می‎توانند اثر ادبی را موضوع خود قرار دهند. رابطه‎ای مبتنی بر ناهمسازی است. حال بر همین اساس گرایش به طبیعت در این رمان نمود خوبی پیدا کرده است. از این‎رو می‎توان بیان داشت آهوی تصویر شده در نقش قالی، تاویلی از مارال است  که عیار او را دوست دارد، تا آن‎جا که همراه وی در نقش قالی سیر می‎کند.

حمید رضا اکبری شروه

حمید رضا اکبری شروه

دیگر این‎که در این رمان ما با ابزاری روبه‎رو می‎شویم که جنبه روان شناختی اثر را به رخ ما می‎کشاند و موضوعیت و زمینه لازم برای چنین تحلیلی را به ما گوش زد می‎کند. مشخص شدن مشکل عیار، کنش‎ها و واکنش‎های  شخصیت و یا شخصیت‎های اصلی اثر که داستان را پیش می‎برند و… همه از محور‎هایی هستند عمود بر مسائل روان‎شناختی؛ نمونه‎اش نشستن عیار در روز‎های تعطیل در بازار چه قالی و لذت بردن از سکوت تعطیلی آن مکان.

نوع روایت داستان اثر نیز جای تأمل دارد، بقول دریدا: ریشه هر روایت همچون بازی کودکان، هراس از جهان است. به‎نظر می‎رسد عیار در طول رمان از نصفه نیمه پیش رفتن کارهایش و چشیدن و ر‎ها کردن آن‎ها دارد بازی می‎کند و این بازی در زندگی‎اش ریشه دوانده است.

از این گذشته بحث آشنایی‎زدایی در گزینش روایتی شخصیت‎‎های رمان نیز قابل مشاهده است بنا به‎نظر شکلوفسکی شخصیت نخی کمرنگ است که رویداد‎ها را به هم پیوند می‎دهد و از طرفی اگر نویسنده بخواهد دنیای عادی پیرامون را آشنایی‎زدایی کند ؛ بایستی از راه نگاهی شاید نا معمول به دنیا نظر داشته باشد.

موضوع دیگر صحنه‎سازی در این رمان است که چیز‎‎هایی را به شکل نماد به نمایش می‎گذارد. افکار انتزاعی که از طریق اصوات صحنه‎سازی می‎شوند. در فصل دوم قاراچوبان که تاکنون کسی او را ندیده، بلکه فقط شکارچیان صدایش را شنیده‎اند و عیار نیز در ابتدا فقط صدای قاراچوبان را می‎شنود؛ صدایی که او را بسان شاخ‎‎های گوزنی می‎کند که قاراچوبان شاخ‎هایش را از میان شاخه‎‎های جنگلی انبوه ر‎ها می‎کند. گوزنی که از نظر عیار آن‎قدر زیر باران مانده که بوی قالی گرفته است از صحنه‎‎های بی‎بدیل رمان به حساب می‎آیند و مواردی از این دست نیز در رمان بسیارند.

قارا چوبان - مرتضی کربلایی لو

قارا چوبان - نشر افراز

همچنین باید اشاره شود که شخصیت‎های رمان آقای کربلایی‎لو، عادی نیستند و همه بر وابستگی درونی کنش و شخصیت تأکید دارند. بقول توماشفسکی با شخصیت می‎توان کلاف نقشمایه‎ها را از هم گشوده و مرتب و طبقه‎بندی کنیم. از این‎رو عنصر شخصیت در قاراچوبان مبتنی بر این گفته بارت نیز می‎تواند باشد که پی رفت‎ها، همچون قطعه‎‎هایی مستقل در سطح بالای کنش، شخصیت‎ها نیروی تازه‎ای می‎یابند و در واقع دارند بر تسلط شخصیت بر کنش در روایت مدرن انگشت می‎گذارند.

کربلایی لو سیمای شخصیت‎هایش را از در هم بافتن نخ‎های کنش و داده‎ها و ویژگی‎های شخصی شکل داده است.

موضوع دیگری که ذهن نگارنده را به خود مشغول کرد، تفاوتی بود که میان زبان داستانی و واقعی دیدم، جمله‎‎هایی ضمیر را از همراهی با این یا آن گوینده جدا می‎سازد و ما در مقام خواننده چیزی را تجربه می‎کنیم که در جهان بیرون امکان فراهم کردنش نیست. از این سخنان که بگذریم این رمان ابعاد فلسفی نیز به خود گرفته است.

و گاهن نثر برای خواننده دشوار می‎شود و دوگانه گی نثر نویسنده خود شاید عیبی باشد که مخاطب هنگام خواندن قاراچوبان می‎تواند احساس کند.


برچسبها: , , , ,



۳ پاسخ ها به “نگاهی به رمان «قارا چوبان» نوشته‎ی مرتضی کربلایی‎لو”

  1. مهناز - ع گفته:

    آقای اکبری شروه – با سلام . این چه حور نقد نوشتن است ؟ من تا به حال چند مطلب از شما خواندم ، یکی از دیگری بدتر. چه اصراری هست که حتما نقد بنویسید؟ ارگ می خواهید بنویسید ، لااقل چند کتاب در این رشته بخوایند.

  2. مهدی گفته:

    قاراچوبان رمان بامزه و خوبی بود.

  3. لیلا میرلوحی گفته:

    من قاراچوبان را دوبار خواندم(متاسفانه) . تلاشم این بود منصفانه در زیر این لحن غیرمتعارف و متکبرانه،چیز بدردبخوری بیابم؛ بنظرم یک خلاء معنایی است که با الفاظ فلسفی خودش را گنده می نماید. معمولا منتقدینی مانند شروه، فریب لحن مرعوب کننده متون کربلالو می شوند و فکر میکنند باید آنها هم قلمبه سلبمه درباره کتاب بنویسند.در صورتیکه اصول اولیه داستان پردازی و شخصیت پردازی در این کتاب رعایت نشده و چیزی برای تحسین ندارد.

درج یک دیدگاه