ادبیات بومی چیست؟

عبد العلی دستغیب

ادبیات بومی چیست؟

اشاره ضروری:

نوشته زیر به عنوان یکی از پست هایی که بسیار به آن ارجاع می شود، با رویکردی تخصصی نوشته شده و البته قریب به یک دهه نیز از انتشار آن می گذرد، بنابراین گاه خوانندگان از بلندی متن و یا عدم سهولت درک نکات مطرح شده در آن گله می کنند. به خصوص خوانندگانی که برای تحقیقات درسی به سراغ این پست می آیند. بنابراین خالی از فایده ندیدیم که این مبحث و مباحث مشابه آن را در پست هایی دیگر به علاقمندانی که به دنبال مطالبی به زبانی ساده تر هستند عرضه کنیم. علاقمندان می‎توانند در این زمینه مطلب لینک زیر مطالعه کنند:

نگاهی به ادبیات  (رمان )بومی: (شاخص ها و تاریخچه) (اینجا)

***

ادبیات بومی چیست؟

عبدالعلی دستغیب

ادبیات بومی (اقلیمی) ، هم دارای معنایی وسیع و هم‎ دارای معنایی محدود است. کلمه‎ی بومی Nativeدر زبان‎ انگلیسی با کلمه‎ی ملت و مردم Nativeهم ریشه است و به معانی زیر است: در حال خالص، دست خورده، طبیعی، اصیل، قومی که در محلی واحد ساکن است. به اعتباری ادبیات ایران‎ را در مثل می‎توان ادبیات بومی (خاص اقلیمی ویژه) دانست‎ و همین‎طور است ادبیات چین یا هند یا اسپانیا اما ادبیات اقلیمی‎ (بومی) در معنای خاص، ادبیاتی است که در منطقه‎ای خاص‎ بوجود آمده و دارای شرایط زیر است:

الف-وحدّت اوضاع جغرافیایی از قبیل کوه‎ها، رودها، درختان، آب و هوا، میزان بارندگی فاصله کم یا زیاد بخش‎ها. در ایران، مازندران، گیلان، و گرگان و مناطق ساحلی دریای خزر از این لحاظ وحدت دارد. میزان بارندگی در آن زیاد است، جنگل‎های فراوان دارد، آبادی‎ها بهم نزدیک است ولی در مناطق جنوبی و نزدیک به کویر هوا گرم یا بارندگی کم، جمعیت‎ اندک و فاصله روستاها و شهرها زیاد است.

ب-مشابهت وضع زراعی و معیشتی. وجود شالیزارها، مزارع چای، حرفه‎های مخصوص از قبیل حصیربافی و چوب‎بری و ماهی‎گیری (در شمال) و وجود نخلستان‎ها، مزارع‎ گندم و جو و کشت و زرع با آب باران در جنوب و جنوب شرقی‎ ایران.

ج-وحدّت گویش محلی و وجود گفت‎ها و اصطلاح‎ها و ترانه‎های مشترک.

د-مشابهت آئین و مراسم جشن‎ها، اعیاد ملی و مذهبی، رقص‎ها، آئین ازدواج و خاکسپاری، تولد و نامگذاری فرزند، طرز کوچ و مراسم همراه با آن (در عشایر) .

ه-مشابهت مناسبات اقتصادی، روابط مالک و زارع، منابع‎ تغذیه و خرید و فروش محصول، کاشت و برداشت، مناسبات‎ زارع با پیشه‎ور و سلف‎خر، نحوه‎ی مشارکت زنان و کودکان در کارهای تولیدی. اجاره‎بهای خانه‎ها، باغ‎ها، نیروی خرید، نحوه‎ی برخورد با فن و صنعت جدید، بهره‎گیری از طرز تولید قدیمی‎ (شخم، گاوآهن) یا تراکتور و کمباین و خرمن کوب ابزار جدید.

و-طرز گذراندن ایام فراغت، انواع ورزش آبی بومی، کشتی‎گیری، زیارت اماکن متبرکه، تعزیه، ییلاق و قشلاق، مشاعره، شرطبندی، معرکه‎گیری.

ز-وحدت زبان و تاریخ. مذهب، اقلیّت‎های مذهبی، نهادهای آموزشی، مدرسه‎های جدید و قدیم. میزان سوادآموزی‎ و بهره بردن از خواندن و نوشتن کتاب‎ها. وجود قهرمانان‎ مشترک و محبوب عامه، نحوه‎ی ارتباط با تمدن جدید، میزان‎ حضور رادیو و تلویزیون، ماهواره، عکاس، فیلمبرداری و. . . در ده و روستا و مناطق دورافتاده، طرز مشارکت عامه‎ی مردم در قیام‎ها، مبارزه‎ها، تعاون‎ها، رأی دادن، شرکت در انجمن‎های‎ دور شهر.

ح-خصائص جغرافیای انسانی. مردمی که در مناطق‎ گرمسیر و حواشی کویر زندگانی می‎کنند با مردمی که در مناطق سردسیر یا در مکان‎های پرآب و درخت زندگانی‎ می‎کنند، تفاوت دارند. خلق و خوی و طرز رفتار و باورها و ادبیات و هنر این دو با هم یکی نیست. در مثل مردم بلوچ که‎ با شتر و بیابان سر و کار دارند با مردم مازندران که بیشتر گاو و گوسفند دارند و از اسب به عنوان وسیله‎ی نقلیه بهره‎گیری‎ می‎کنند، طرز زیست یکسانی ندارند.

ادبیات بومی در سیر تحول خود از همه‎ی این عوامل بهره‎ می‎برد و اگر خوب نوشته شده باشد، آئینه‎ی تمام نمای طرز زیست و عمل قوی ویژه در مکانی خاص است به همین دلیل‎ آثار ادبی روس با آثار ادبی آمریکا در مثل، تفاوت دارد. از این‎ گذشته نحوه‎ی آثار ادبی خود یک سرزمین نیز همیشه یکسان‎ نیست. آثار فاکتر که جنبه‎ی محلی و بومی دارد، در جنوب آمریکا ساخته شده و این با آثار درایزر که نویسنده‎ی شهر است، تفاوت دارد.

در ایران آثار دولت آبادی، شفیانی، امین فقیری، درویشیان‎ . . . غالبا در روستا و در عشایر روی می‎دهد اما بیشتر آثار اسماعیل فصیح آثار شهری است. در کلیدر و جای خالی سلوچ، دهکده‎ی پرملال، سال‎های ابری، از این ولایت، نفرین زمین، دختر رعیت و. . . عوامل زیر به چشم می‎خورد:

۱-زندگانی روستائیان، عشایر و پیشه‎وران ده. مناسبات‎ زارع و با یک، قیام‎های عشایری و دهستانی، مهاجرت، ورود ابزار جدید به روستا، ظلم و ستم خوانین، طرز سیستم زمین‎ و آب.

۲-توصیف جانوران، گیاهان، کوه‎ها، راه‎ها که همه خاص‎ منطقه‎ی خاص هستند. در مثل جمازه و شتر در جای خالی‎ سلوچ اهمیت کلیدی دارد یا در “رقصندگان” امین فقیر وجود گوسفند و بز و سپس بزمرگی جزء عوامل اصلی قصه است.

۳-به ضرورت اوضاع و احوال جغرافیایی، سبک این‎ نویسندگان نیز در کل مشترک است: رئالیسم، رئالیسم اجتماعی، قصه‎ی گزارش مانند و مستند. داستان خمره‎ی مرادی کرمانی‎ نمونه‎ی خوبی در این زمینه است.

کلیدر - محمود دولت آبادی

کلیدر – محمود دولت آبادی

جزو آثاری که برشمردیم آثار زیر را نیز باید نام برد: توپچنار (انسیه شاه حسینی) گاواره‎بان، اوسانه‎ی بابا سبحان (دولت آبادی) ، پسرک بومی، داستان یک شهر (احمد محمود) ، ریشه در اعماق (ابراهیم حسن بیگی) ، تنگسیر (صادق چوبک) ، نفرین‎ زمین (جلال آل احمد) ، گیله مرد (بزرگ علوی) ، سووشون‎ (سیمین دانشور) مرداب گاو خونی (جعفر مدرس صادقی) ، وقتی سموم بر تن یک ساق می‎وزند (خسرو حمزوی) گاو، عزاداران بیل (غلامحسین ساعدی) ، شوهر آهو خانم، شادکامان‎ دره‎ی قره سو (علی محمد افغان) ، کولی کج کلاخان (ابراهیم‎ یونسی) زن شیشه‎ای (راضیه‎ی تجار) ، نخل‎های بی‎سر (قاسمعلی‎ فراست) ، داستان فتاح (جلالی زنوزی) .

۴-میزان ادبی بودن (ادبیات) ، آثار بومی: آثار ادبی بومی‎ (اقلیمی) ، محض، مانند اشعار محلی امیر پازواری (مازندران) ، فایز دشتستانی (استان بوشهر) جنبه‎ی فراگیر ندارد. دلیل آن، این است که: اولا به گویش محلی سروده شده و برای صاحبان‎ گویش‎های دیگر مفهوم نیست. دوم این آثار معمولا احساسات‎ ضعیفی را بیان می‎کند. به‎طوری که حتی ترانه‎های بابا طاهر همدانی از شاعران قدیم رواج اشعار سعدی و حافظ را نیافته‎ است. اشعار محلی سعدی و حافظ نیز زیاد گسترش نیافت و نیافته است.

افزوده بر شعر، قصه‎ها، مثل‎ها و افسانه‎های عامیانه‎ی نیز به رغم این که گاه جنبه‎ی داستانی قویی دارند، باز عمومیت ندارند و اگر عمومیت هم داشته باشند، جز آثار مهم ادبی بشمار نمی‎آیند و البته بیشتر خاص ذوق و سلیقه‎ی کودکان‎اند، مگر این که نویسنده یا شاعری بزرگ مایه‎های اصلی آن‎ها را بگیرد و به رمان یا درام بزرگی تبدیل کند. یکی از نمونه‎های موفق‎ در این زمینه درام فاوست گوته و دکتر فاوستوس کریستوفر مارلوست. نمایش فاوست در زمان کودکی گوته در شهرهای‎ آلمان به صورت خیمه‎شب‎بازی اجراء می‎شد و او آن را در همان‎ زمان دید واثر ماندگار بر روان او گذاشت. دکتر فاوست، ساحر و جادوگری بود که کارهای عجیبی انجام می‎داد، در هوا پرواز می‎کرد و رعد و برق و طوفان بوجود می‎آورد. استاد جادوی‎ سیاه بود و در قرون وسطی قصه‎اش مشهور بود. او در برابر آفریدگار عصیان کرد و به روایتی به جرم جادوگری به قتل‎ رسید و شیاطین روحش را به دوزخ بردند. این درونمایه در دست مارلو و گوته به درام عظیم و جهانی بدل شد.

برخی از داستان‎های شاهنامه و منظومه‎های نظام گنجوی‎ نیز از ادب عامیانه و محلی گرفته شده و از این جمله است‎ داستان زاده شدن زال و پرورش یافتن او به وسیله‎ی سیمرغ و لیلی و مجنون نظامی گنجوی که از ادبیات شفاهی قبائل‎ عرب گرفته شده و به صورت منظومه‎ای دلپذیر درآمده است. در ادبیات معاصر ایران نیز از قصه‎های عامیانه بهره‎گیری‎ شده: حدیث ماهیگیر و دیو هوشنگ گلشیری، آب زندگی‎ صادق هدایت، ره‎آورد (قصه کوتاه و موزون) صادق چوبک‎ به‎طور کلی در قصه‎ها و اشعار عامیانه و بومی سه حال و شکل‎ پیش می‎آید:

۱-نویسنده و شاعر خود اهل محل است و با گویش محلی‎ سخن می‎گوید و قصه می‎نویسد. در این حال هم شکل اثر و هم زبان و درونمایه‎ی آن اقلیمی است: از این جمله است‎ آثاری که به زبان کردی نوشته شده و نمونه‎اش زیاد است، منظومه‎ی حیدر بابا اثر شهریار که به زبان ترکی آذربایجان ایران‎ است. اشعار محلی بیژن سمندر که به گویش خالص شیرازی‎ است و برخی از اشعار مازندرانی نیما یوشیج.

۲-نویسنده و شاعر اهل محل است یا اهل جای دیگری‎ است (و مدتی در محل ساکن بوده) اما به زبان معیار و رسمی‎ می‎نویسد اما در بین قصه یا شعر ضمن توصیف و حالات‎ اشخاص داستانی از گویش محلی استفاده می‎کند. در مثل‎ هدایت در قصه “زنی که مردش را گم کرد” زنی مازندرانی‎ را وصف می‎کند که زن گل ببو می‎شود. این دو در آغاز در شالیکار یا در تاکستان کار می‎کنند و به هم علاقه‎مند می‎شوند و در این جا کلماتی را که بکار می‎برند یا ترانه‎هایی را که‎ می‎خوانند به گویش محلی است. در برخی از قصه‎های چوبک‎ گویش شیرازی و بوشهری بکار رفته. در برخی داستان‎های‎ احمد محمود گویش خوزی مشاهده می‎شود. و داستان‎های‎ دیگر که به وصف اقلیم خاص می‎پردازد و در آن گویش و مراسم محلی بازتاب یافته زیاد است و از این جمله است: تنگسیر (چوبک) دل دلدادگی (شهریار مندنی پور) گنجشگ‎ها بهشت را می‎فهمند (حسن بنی عامری) گیله مرد (بزرگ‎ علوی) ، دختر رعیت (م. ا. به آذین) ریشه در اعماق (حسن‎ بیگی) ، گورستان غریبان، دلداده‎ها، کولی، کج کلاه‎خان، دعایی‎ برای آرمن (ابراهیم یونسی) ، سایه‎های گذشته (رحیم نامور) ، رازهای سرزمین من (رضا براهنی) .

۳-نویسنده و شاعر نه اهل محل است و نه با جغرافیای‎ انسانی محل آشنایی دارد، این قبیل آثار طبعا ساختگی است‎ و چیزی درباره‎ی زبان، گوش، آداب و رسوم منطقه‎ای خاص‎ نمی‎گوید و آنچه می‎گوید از کسی شنیده یا جایی خوانده است. نمونه‎ی بارز این قبیل آثار، داستانی است به نام “شور آباد” که‎ جمال زاده درباره‎ی یکی از روستاهای کرمان نوشته و پیداست‎ که نه محل را دیده و نه از وضع روستائیان کرمان چیزی‎ می‎داند. محتوای قصه‎ی او مأخوذ از خاطرات چند دهه پیش‎ اوست که در حال سفر از برخی از روستاهای غرب ایران داشته. محمد حجازی نیز داستان‎هایی نوشته که ماجرای آن در روستا می‎گذرد اما این قصه‎ها نیز بومی و اقلیمی نیست.

۴-بعضی از نویسندگان ما به تک نگاری پرداخته‎اند و محیط، آداب، جشن‎ها و گویش‎های مناطق متفاوت ایران را جمع‎آوری و تألیف کرده‎اند. اورازان، تات‎نشین‎های بلوک زهرا، خارک، (جلال آل احمد، ) اهل هوا (غلامحسین ساعدی) ، داستان‎های امثال (امینی) ، دژهوش ربا (صبحی مهتدی) ، شاهنامه در قصه‎های عامیانه (انجوی شیرازی) .

با توجه به شرایط خاص جغرافیای انسانی و فرهنگ و تمدن سرزمین ما و با در نظر آوردن دگرگونی‎های تمدنی جدید در جهان و ایران در سده‎ی اخیر به نظر می‎رسد که تغییر در مناسبات اجتماعی شهر و روستا و بروز و پیدایش شرایط و مناسبات جدید، قهری است. امروز برخلاف چند دهه پیش، سرعت دگرگونی‎ها حیرت‎آور است، صنعت جدید با ابزار خود (رادیو، تلویزیون، اتومبیل، هواپیما، کمباین، تراکتور، آسفالت، جاده‎ها، سدسازی، دستگاه‎های آبیاری مدرن، جراحی با اشعه‎ی شیمیایی، تولید صنایع، غذایی از مواد آلی، تأسیس بانک‎ها و پیدایش روابط داد و ستد تازه، از بین رفتن مساعدت پایاپای‎ (از بین رفتن مبادله‎ی جنس به جنس) ، از بین رفتن روابط خان‎ مالکی و پیدایش شهرهای بزرگ. . . هم در مناسبات اجتماعی‎ تغییر داده است و هم در افکار و عقاید و عواطف مردم. به عنوان‎ مثال تا چند دهه پیش در ایران، یکی از مسائل مهم سیاسی‎ و ادبی خودسری و ستمگری خوانین نسبت به مردم عشایر

و روستا بود، این قوانین با حمایت دولت در عشیره یا روستا، قوانین خاص خود را که از پدر به ارث برده بودند، به اجرا می‎گذاشتند. “مقصر” را خود بازخواست می‎کردند و خود به‎ مجازات می‎رساندند، حتی در مواردی افراد “نافرمان” را پنهانی‎ یا در حضور دیگران می‎کشتند یا ماه‎ها زندانی می‎کردند. احزاب‎ روزنامه‎ها و آثار ادبی دوره‎ی مشروطیت و دوره‎ی پس از شهریور ۲۰ پر است از شرح بیدادگری خوانین و مالکان (دو نمونه‎ی طرفه ادبی در این زمینه دختر رعیت به آذین و سال‎های ابری‎ درویشیان است) اما امروز نه روستایی به آن صورت داریم نه‎ مالک و خانی به آن شکل. طبعا آثار ادبی جدید متوجه فضای‎ شهری شده است. (نیمه‎ی غائب) سناپور، شراب خام (اسماعیل فصیح) .

در چند دهه پیش یکی از تفریحات وسیع مردم شهر و روستا گوش کردن به نقالی، حضور در مراسم معرکه‎گیری و مارگیری بود (ر. ک به چراغ آخر صادق چوبک) امروز این‎ تفریحات از رونق افتاد. و جز در مناطق دور افتاده جای دیگری‎ موجود نیست.

در گذشته مراسم متفاوتی به نام ختنه سوران، حنابندان، جشن نامزدان و تمهیداتی برای میوه درختان، رونق و ازدیاد محصول زراعی، آیین‎های ویژه‎ی برگزاری کشتی‎ها و ورزش‎های‎ محلی و. . . برگزار می‎شد که به تقریب، عموم مردم در آن‎ها شرکت می‎کردند اما این آداب و مراسم به تدریج کمرنگ شده‎ و احتمال بسیار دارد که در آینده از بین برود.

با توجه به این واقعیت باید چاره‎ای اندیشید که گویش‎ها و فرهنگ بومی از بین نرود و اگر ممکن باشد به نحوی بازسازی‎ شود و در فرهنگ جدید ادامه پیدا کند. تمهید مقدمات برای‎ حفظ این ارثیه‎ها آسان نیست و مستلزمسرمایه گذاری کلان‎ و همکاری دولت و مردم است. در آغاز کار چند کار می‎تواند مقدمه‎ی کارهای مهمتر و اساسی‎تر بعدی در این زمینه باشد.

۱-جمع آوری فرهنگ عامه و گویش‎های محلی به سرعت‎ و با وسائل مجهّز جدید.

۲-آشنا کردن نویسندگان جدید با این فرهنگ و ادب.

۳-حمایت و تقویت نویسندگان و شاعران یو گردآورندگان‎ آثار فرهنگی و ادبی بومی و چاپ آثار آنها.

۴-پخش برنامه‎های علمی و فرهنگ و هنری آثار بومی‎ و محلی از رادیو، تلویزیون، روزنامه‎ها، تهیه‎ی فیلم‎های سینمایی‎ داستانی یا مستند این آثار.

کارهای دیگری نیز می‎توان برای حفظ آثار بومی و ترویج‎ آن‎ها پیشنهاد کرد که البته به موقع خود از سوی صاحبنظران‎ ارائه خواهد شد. اما یک اصل مهم را از نظر دور نباید داشت‎ و آن این است که دستگاه‎ها یا افراد مسؤول و مجری چنین‎ طرح‎هایی باید منحصرا به روش علمی بکار بپردازند و قصد آن‎ها ضبط و گردآوری ارثیه فرهنگی و ترویج آن‎ها باشد نه‎ تبلیغات رایج و کارهای بی‎رویه الی که مانع تحقق و اجرای‎ برنامه‎های مثبت فرهنگی است.

ادبیات داستانی


برچسبها: , , , , , ,

..... ..... .....

۷۲ پاسخ ها به “ادبیات بومی چیست؟”

  1. سمانه محمدی گفته:

    با سلام – بهتر نیست مقاله های به روز بنویسید؟ این مقاله مال زمانی است که خیلی از آثار اقلیمی هنوز چاپ نشده بود مثلا کارهای یوسف علیخانی و …
    اصوصلا به عنوان یک دوست نادیده و خواننده همیشگی مد ومه یک گلایه علمی دارم. مطالب علمی و میدانی مدام تغییر می کنند. برای نمونه در حوزه فعالیت خود من (جمعیت شناسی ) باور بفرمایید که مطالب چهار سال پیش همه رفته اند بایگانی . امیدوارم با این گلایه فکر نکنید قدر زحمات تان را نمی دانم .
    …………………………………………………
    سلام و تشکر
    تذکر شما کاملا بجاست، از این پس سعی خواهیم کرد که نکته مورد اشاره شما را در باره بحث هایی که با گذشت زمان تغییر می کنند، لحاظ کنیم.
    بازهم متشکریم – مد و مه

  2. احسان یعقوبی گفته:

    اصلا متن درباره ی ادبیات بومی نیست

  3. پریا گفته:

    عالی بود ممنون

  4. بی نام گفته:

    اصلاخوب نبود.بیشتر درباره جغرافیا بود تا ادبیات بومی

  5. آنا گفته:

    خوب بود ولی نه زیاد.

  6. یانا گفته:

    عالی بود عالی مرسی

  7. گرد آفرین گفته:

    اصلا مفید نبود.

    لطفا متن را کمی ویرایش کنید، من که هیچ ترتیب و توالی تو این متن ندیدم

  8. الناز گفته:

    اصلا ربطی به ادبیات نداره زحمتتون شد

  9. الناز گفته:

    خوشم نیومد

  10. ملیکا گفته:

    بد نبود ولی میتونست بهترم باشه

  11. sana گفته:

    اصلا درمورد ادبیات بومی نبود

  12. ریحان گفته:

    بد نبود چون اصلا نخوندمش خیلی زیاد و در عین حال چرت و بی ربطه

  13. کامران گفته:

    جالب بود ولی بهتر نبود به زبان ساده تر مینوشتین؟

  14. قزنفر گفته:

    خیلی چرت بود

  15. مهلا گفته:

    اصلا درباره ادبیات بومی نبود

  16. ملیکا گفته:

    من یه چیز دیگه سرچ کردم این اومد

  17. الناز گفته:

    حالا که خواندم دیدم عالیه.از نظرات قبلی ام شرمندم

  18. پویا شرافتی گفته:

    اصلا معلوم نیست چی نوشتی حالت خوب نیست

  19. ملیکا گفته:

    وای این چرا این طوری بود؟!

  20. محیا گفته:

    خیلی طولانی و حوصله سربر بود

  21. محیا گفته:

    اصلا درباره ی ادبیات بومی نبود

  22. حمیده گفته:

    اوه اوه چه قددرموردادبیات بومی بود

  23. محدثه گفته:

    سلام ممنونم بابت این همه زحمت ولی ای کاش کمی درشت تر مینوشتید چشمام در اومد تا تونستم تا آخرشو بخونم بعدش اگر یک کم خلاصه تر و مفید تر مینوشتید خیلی بهتر بود چون بعضی از افراد وقتی متن زیاد شما رو میبینن بدون نگاه کردن به اون از سایتتون خارج میشن در هر حال ممنون

  24. یاسمین گفته:

    این که اصلا مربوط به ادبیات بومی نبود!فکر کردم میتونم با اطلاعات این صفحه انشایم رو بنویسم ولی بازم موند!

  25. صهبا گفته:

    بدرد انشا و تحقیق نمیخورد یکم متنو ساده تر مینوشتید
    اه اه

  26. صهبا گفته:

    الان کهدوباره خواندم خوب بود دستتان درد نکنه

  27. شسثشسی گفته:

    برو گم شو!!!!!!!!!!!!!!!!

  28. بهار گفته:

    فک میکنم بهتره که یکم متناتو کمتر بنویسی که آدم حوصله ی خوندنشو داشته باشه و من اصلا هیچی از متنت نفهمیدم. به هر حال به وب منم یه سری بزن فقط نظر یادت نرررررررره

  29. سبا گفته:

    اینکه اصلا به ادبیات بومی مربوط نبود .
    خدایا آخه من هنوز یه مطلب واسه ادبیات بومی پیدا نکردم . اااااااااااااااااااه
    این درس آزادو چی بگم نشههههههههههههه .

  30. فاطمه گفته:

    خیلی خیلی عالی بود

  31. باران گفته:

    خوب نبوددرمورد ادبیات بومی نبود.

  32. حدیث گفته:

    بدرددرسم نخورد

  33. مهی گفته:

    به نظرتون این مطلب درباره ی ادبیات بومی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟اصلا به درد ما نمیخوره!!

  34. ملیکا تاجرباشی گفته:

    عالی بود مرسی من خیلی خوشم امد منو توی نوشتن درس ازاد کتابم کمک کرد ولی لطفا مطالب بیشتر بذارید

  35. ملیکا تاجرباشی گفته:

    عالی بود

  36. مریم گفته:

    خییییییلیی طوووولااااانییه

  37. ریما گفته:

    من متن نمی خونم چون به درد درس ازاد نمی خوره الکی خودتون خسته کردید

  38. هانیه گفته:

    اصلا خوب نبود درباره ادبیات بومی نبود

  39. فائزه گفته:

    اصلا چیزی که من می خواستم نداشت خیلی بد بود خیلییییییییییییییییی

  40. مهسا گفته:

    میبخشید این چه ربطی به ادبیات بومی داشت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    خدایا موضوع درس ازاد هم عجب چرتی بود !!!

  41. حورا ابراهیمی گفته:

    خیلی ممنونم خیلی خیلی … عالی بود
    البته کم در مورد ادبات بومی بود باید بیشتر می شد

  42. مهدیس گفته:

    به به

  43. بهنام گفته:

    بببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد بود

  44. Yasaman گفته:

    به نظره من اصلا خوب نبود خیلی حوصله سر بر بود من فقط سه خطه پاراگرافه اولو خوندم و در ضمن این اصلا هیچ ربطی به چیزی که میخاستم نبود
    لطفا درستش کنید

  45. مریم صفری گفته:

    جالب نبود

  46. پیمان گفته:

    خوب بود ولی نه زیاد.

  47. پیمان گفته:

    زیاد خوب نبود.

  48. کیانا گفته:

    اصن خوب نبود مزخرف بود بهتر بود یک داستان از ادبیات بومی بزارید ک ما اونو بخونیم ن این مزخرفاتو

  49. دیوانه گفته:

    ادبیات بومی چیست؟

    ادبیات بومی (اقلیمی) ، هم دارای معنایی وسیع و هم‎ دارای معنایی محدود است. کلمه‎ی بومی Nativeدر زبان‎ انگلیسی با کلمه‎ی ملت و مردم Nativeهم ریشه است و به معانی زیر است: در حال خالص، دست خورده، طبیعی، اصیل، قومی که در محلی واحد ساکن است. به اعتباری ادبیات ایران‎ را در مثل می‎توان ادبیات بومی (خاص اقلیمی ویژه) دانست‎ و همین‎طور است ادبیات چین یا هند یا اسپانیا اما ادبیات اقلیمی‎ (بومی) در معنای خاص، ادبیاتی است که در منطقه‎ای خاص‎ بوجود آمده و دارای شرایط زیر است:

    الف-وحدّت اوضاع جغرافیایی از قبیل کوه‎ها، رودها، درختان، آب و هوا، میزان بارندگی فاصله کم یا زیاد بخش‎ها. در ایران، مازندران، گیلان، و گرگان و مناطق ساحلی دریای خزر از این لحاظ وحدت دارد. میزان بارندگی در آن زیاد است، جنگل‎های فراوان دارد، آبادی‎ها بهم نزدیک است ولی در مناطق جنوبی و نزدیک به کویر هوا گرم یا بارندگی کم، جمعیت‎ اندک و فاصله روستاها و شهرها زیاد است.

    ب-مشابهت وضع زراعی و معیشتی. وجود شالیزارها، مزارع چای، حرفه‎های مخصوص از قبیل حصیربافی و چوب‎بری و ماهی‎گیری (در شمال) و وجود نخلستان‎ها، مزارع‎ گندم و جو و کشت و زرع با آب باران در جنوب و جنوب شرقی‎ ایران.

    ج-وحدّت گویش محلی و وجود گفت‎ها و اصطلاح‎ها و ترانه‎های مشترک.

    د-مشابهت آئین و مراسم جشن‎ها، اعیاد ملی و مذهبی، رقص‎ها، آئین ازدواج و خاکسپاری، تولد و نامگذاری فرزند، طرز کوچ و مراسم همراه با آن (در عشایر) .

    ه-مشابهت مناسبات اقتصادی، روابط مالک و زارع، منابع‎ تغذیه و خرید و فروش محصول، کاشت و برداشت، مناسبات‎ زارع با پیشه‎ور و سلف‎خر، نحوه‎ی مشارکت زنان و کودکان در کارهای تولیدی. اجاره‎بهای خانه‎ها، باغ‎ها، نیروی خرید، نحوه‎ی برخورد با فن و صنعت جدید، بهره‎گیری از طرز تولید قدیمی‎ (شخم، گاوآهن) یا تراکتور و کمباین و خرمن کوب ابزار جدید.

    و-طرز گذراندن ایام فراغت، انواع ورزش آبی بومی، کشتی‎گیری، زیارت اماکن متبرکه، تعزیه، ییلاق و قشلاق، مشاعره، شرطبندی، معرکه‎گیری.

    ز-وحدت زبان و تاریخ. مذهب، اقلیّت‎های مذهبی، نهادهای آموزشی، مدرسه‎های جدید و قدیم. میزان سوادآموزی‎ و بهره بردن از خواندن و نوشتن کتاب‎ها. وجود قهرمانان‎ مشترک و محبوب عامه، نحوه‎ی ارتباط با تمدن جدید، میزان‎ حضور رادیو و تلویزیون، ماهواره، عکاس، فیلمبرداری و. . . در ده و روستا و مناطق دورافتاده، طرز مشارکت عامه‎ی مردم در قیام‎ها، مبارزه‎ها، تعاون‎ها، رأی دادن، شرکت در انجمن‎های‎ دور شهر.

    ح-خصائص جغرافیای انسانی. مردمی که در مناطق‎ گرمسیر و حواشی کویر زندگانی می‎کنند با مردمی که در مناطق سردسیر یا در مکان‎های پرآب و درخت زندگانی‎ می‎کنند، تفاوت دارند. خلق و خوی و طرز رفتار و باورها و ادبیات و هنر این دو با هم یکی نیست. در مثل مردم بلوچ که‎ با شتر و بیابان سر و کار دارند با مردم مازندران که بیشتر گاو و گوسفند دارند و از اسب به عنوان وسیله‎ی نقلیه بهره‎گیری‎ می‎کنند، طرز زیست یکسانی ندارند.

    ادبیات بومی در سیر تحول خود از همه‎ی این عوامل بهره‎ می‎برد و اگر خوب نوشته شده باشد، آئینه‎ی تمام نمای طرز زیست و عمل قوی ویژه در مکانی خاص است به همین دلیل‎ آثار ادبی روس با آثار ادبی آمریکا در مثل، تفاوت دارد. از این‎ گذشته نحوه‎ی آثار ادبی خود یک سرزمین نیز همیشه یکسان‎ نیست. آثار فاکتر که جنبه‎ی محلی و بومی دارد، در جنوب آمریکا ساخته شده و این با آثار درایزر که نویسنده‎ی شهر است، تفاوت دارد.

    در ایران آثار دولت آبادی، شفیانی، امین فقیری، درویشیان‎ . . . غالبا در روستا و در عشایر روی می‎دهد اما بیشتر آثار اسماعیل فصیح آثار شهری است. در کلیدر و جای خالی سلوچ، دهکده‎ی پرملال، سال‎های ابری، از این ولایت، نفرین زمین، دختر رعیت و. . . عوامل زیر به چشم می‎خورد:

    ۱-زندگانی روستائیان، عشایر و پیشه‎وران ده. مناسبات‎ زارع و با یک، قیام‎های عشایری و دهستانی، مهاجرت، ورود ابزار جدید به روستا، ظلم و ستم خوانین، طرز سیستم زمین‎ و آب.

    ۲-توصیف جانوران، گیاهان، کوه‎ها، راه‎ها که همه خاص‎ منطقه‎ی خاص هستند. در مثل جمازه و شتر در جای خالی‎ سلوچ اهمیت کلیدی دارد یا در “رقصندگان” امین فقیر وجود گوسفند و بز و سپس بزمرگی جزء عوامل اصلی قصه است.

    ۳-به ضرورت اوضاع و احوال جغرافیایی، سبک این‎ نویسندگان نیز در کل مشترک است: رئالیسم، رئالیسم اجتماعی، قصه‎ی گزارش مانند و مستند. داستان خمره‎ی مرادی کرمانی‎ نمونه‎ی خوبی در این زمینه است.

  50. amirdadash گفته:

    هرچی خوندم چیزی متوجّه نشدم لطفا اصلاحش کن چون مطالب بسیار پراکنده بود آخه مرد حسابی من چه بدونم Native چیه؟

  51. masoud گفته:

    خوب بود همینی که تونس ۴صفحه درس آزاد رو پر کنه
    خوندم ولی زبان نوشتاریش بهتر بود ساده و به نثر امروزی مینوشت
    ممنون

  52. masoud گفته:

    عالی

  53. masoud گفته:

    ۵۴خطش رو نوشتم

  54. حمیدرضا نجفی گفته:

    اصلا در باره ادبیات بومی جیزی ندارد و فقط چرتوپرت است و در باره تاریخ است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  55. سارینا گفته:

    خیلی مسخره بووووووووووووود

  56. سارینا گفته:

    عالی بود

  57. ریحانه گفته:

    من تا آخرش نخوندم ولی بیشتر جغرافیا بود تا ادبیات بومی!
    حالا من با این درس آزاد چیکار کنم آخههه؟؟؟؟

  58. فریبا پاکزاد گفته:

    متشکریم از اطلاعات مورد نیاز من و خواهرم فریده ما دوقلو هستیم و نظر این است که از مطالب بیشتری استفاده کنید .من و خواهر دوقلویم از شما تشکر می کنیم. good boy

  59. فریبا و فریده پاکزاد گفته:

    متشکریم.اما بهتر بود کتاب های دیگری را هم معرفی می کردید.

  60. پری گفته:

    خیلیییییییییییییییییی
    خیللللللللللللللللللللللی طولانی بود
    یه ذره کوتاهتر…………!!!!
    :(

  61. ایسا گفته:

    به درد ادبیاتم درس ازاد نمیخورد ولی بازم یه کمکایی کرد مرسی

  62. نوید گفته:

    خیلی عالی بود مطالب کامل وخواندنی بود من خیلی خشم اومد وخیلی از ادبیات بومی چیز یاد گرفتم .
    !!متشکرم!!

  63. زهرا گفته:

    ببخشید مطالب خوبی بود اما خیلی در باره ی ادبیات بومی نبود لطفا در باره ادبیات بومی بزارید.من برای درس آزاد لازم دارم.
    good bay

  64. مهتاب گفته:

    واااااااااااااااای درس آزاد رو بگو .
    نشششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششه

  65. هانجی گفته:

    اصلا ربطی به ادبیات بومی نداشت. لطفا مطالب مرتبط رو بذارید. ممنون

  66. حبیب گفته:

    سلام خوب است از آثار ادبی بوی هم نمونه هایی درج کنید ممنون

  67. مهدی گفته:

    به ولله زیاد ولی خوب بود

  68. اعتراض گفته:

    اعتراض!
    هم طولانیه
    هم درباره ادبیات بومی نیست
    نیاز به اپ دیت داره
    من دانش اموز کلاس هفتم مثلا باید یه مقاله در مورد ادبیات بومی تحویل دبیرم بدم اما وقتی خودم از این مقاله سر در نمیارم .
    خواهشا یه مطلب قابل فهم تر بذارید

    باتشکر

  69. نگین گفته:

    ربطی به ادبیات بومی نداشتنمی دونم ما الان جی کار کنیم باید حرفی بگیم به معلم خلاصه very good

  70. مهسا گفته:

    میشه مطالب بیش تری در مورد ادبیات بومی بگذارید منم واسه درس ازاد لازم دارم

  71. محمدمحبی گفته:

    سلام بیشتر جغرافیابود تاادبیات بومی

  72. دریا گفته:

    خیلی سایتتون بد بود و خوشم نیامد

درج یک دیدگاه


− 1 = هیچ