یاد و خاطره ی «کتابهای طلایی» انتشارات امیر کبیر

کتاب های طلایی؛ خاطرات رنگین کودکی/ حميد رضا اميدي سرور

یاد و خاطره ی «کتابهای طلایی» انتشارات امیر کبیر

آن دسته از بچه‎های اهل کتابی که دوران کودکی و نوجوانی‎شان مصادف بود با سالهای آغازین دهه چهل و یا دو دهه بعد از آن، احتمالا نه تنها کتابهای طلایی را به‎خوبی به یاد دارند، بلکه خاطره دمخور بودن با این کتابهای دوست داشتنی و جذاب، حالا جزو یادبود‎های نوستالژیک آنها از روزگار کودکی به حساب می‎آید. کتابهایی که دربالای جلد همه‎ی آنها نواری طلایی بود و طرح دایره‎ای که نام کتاب درآن حک می‎شد؛ صفحه آخر و پشت جلد آن نیز دو کودک در حال کتابخواندن داشت. دختربچه‎ای نشسته روی صندلی، دربالای صفحه و پسربچه‎ای نیز در پایین صفحه. کتاب را که ورق می‎زدی صفحه اول تصویر سه بچه بود که همیشه در حال آویختن پرده‎ای بودند! به مانند پرده سینما شاید، یکی‎شان دختر بچه‎‎ای بود که گوشه پرده را گرفته، و آنطرف تصویر هم دو پسر بودند، یکی دربالای نردبان و در حال محکم کردن پرده و دیگری هم همیشه نردبان را نگاه داشته بود. روی پرده اما هربار نام داستان تازه‎ای نقش می‎بست. این تصویر نقاشی شده، پرده‎ی اول همه‎ی کتابهای طلایی بود… و این شاید برای شما نیز تصویری آشنا باشد که آن را بارها در دوره کودکی دیده‎ و دوره کرده اید، اگر اینطور نیست حکایتش را بخوانید که خواندنی‎ست…

 

همنسلان ما که  کودکی و نوجوانی خود را در میانه دهه شصت گذرانده‎اند، یعنی در سال‎های جنگ و سپس موشک‎باران شهرها،  بسیاری تنگنا‎های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را از نزدیک تجربه کردند. روزگاری که نه از برنامه‎های سرگرم‎کننده در رسانه‎ها خبری بود، نه سینما‎ها دارای آن فیلم‎های متنوع سالهای پیش از انقلاب بودند و نه حتی نشریات حضوری پررنگ بروی پیشخوان دکه روزنامه فروشی‎ها داشتند. در این ایام بچه‎ها بودند یک هفته نامه «کیهان بچه‎ها» که با وجود بی‎رمقی مخاطبان فراوان داشت و یکسری کتابهای قصه برای کودکان و نوجوانان که اغلب شرح زندگی پیامبران، ائمه و یاران آنها بودند، کتابهایی کهنه به تنهایی توان پاسخگویی به نیاز بازار کتاب کودک را داشتند و نه از کیفیت قابل قبولی در متن، طراحی جلد و تصویرسازی‎های داخلی برخوردار بودند و نه حتی از کیفیت چاپ و کاغذ خوبی بهره می‎بردند.

«کتابهای طلایی» انتشارات امیر کبیر

«کتابهای طلایی» انتشارات امیر کبیر

درچنین اوضاع و احوالی دور از انتظار نبود که بسیاری از کودکان اهل کتاب، دمخور همان کتابهایی باشند که یکی دو دهه پیش از آن چاپ شده بودند و هنوز در دسترس. کتابهایی که در دست دوم فروشی‎ها به وفور یافت می‎شدند و تغییر و تحولات سالهای انقلاب و تخلیه انبار برخی کتابفروشیها یا ناشران هم در این زمینه بی‎تاثیر نبود و البته در بسیاری خانواده‎ها نیز هنوز این کتابها که خیلی از عمر آنها نمی‎گذشت، مستهلک نشده و دست به دست می‎شد. به این ترتیب و در این میان، همنسلان ما از این شانس برخوردار شدند که از بقایای کتابهایی که تولیدات یکی از طلاییترین دوران نشر کتاب کودک (و چه بسا کل حوزه نشر) در ایران بهرمند شوند. دورانی که با وجود همه پیشرفت‎های کنونی تکنولوژی چاپ هنوز به ندرت ناشرانی یافت می‎شوند که آثاری در سطح کیفی مشابه آن ارایه کنند. این سالها طلایی ثمره تلاش مردی به نام عبدالرحیم جعفری بود که در سال  ۱۳۲۸ انتشارات خود را پایه‎گذاری کرد و تکانی بزرگ به صنعت نشر ایران داد و از این سبب علاوه بر پیشرفت‎های این حوزه دین بزرگی برگردن فرهنگ، ادبیات و یا خوراک فرهیخته‎ترین مردم این دیار یعنی کتاب، دارد که پرداختن به آن مجالی دیگر را می طلبد.

جعفری در مدت سه دهه‎ای که «مؤسسه انتشاراتی امیر کبیر» را در اختیار داشت، آن را به بزرگترین دستگاه انتشاراتی کشور بدل ساخت که به چندین سازمان نشر زیر مجموعه تقسیم می‎شد: امیر کبیر، جیبی(فرانکلین)، پرستو، سیمرغ، کتابهای طلایی و…

اما در هیاهو و آشفتگی‎های سالهای آغازین انقلاب، به پاس همه ‎این خدمات، مؤسسه امیرکبیر مصادره شد تا با مدیریت دولتی، در طول سه دهه نزول تنها به سایه‎ای از آن امیرکبیر سابق بدل شود که  باوجود تلاش‎های برخی مدیران دلسوزتر امکان دمیده شدن روحی تازه در کالبد این سازمان در حال احتضار وجود نداشته باشد. یادگارهای پرشمار این بزرگ مرد، با وجود اینکه سه دهه از زمان آخرین تولیدات او در حوزه نشر می‎گذرد، انقدر فراوان است که محال است به کتابخانه اهل فرهنگ و سواد این دیار قدم بگذارید و بخشی از ارزندهترین کتابهای آن‎ها حاصل دسترنج جعفری در آن سالها نباشد.

امیر ارسلان نامدار از مجموعه کتابهای طلایی امیر کبیر

امیر ارسلان نامدار از مجموعه کتابهای طلایی امیر کبیر- یک نمونه از ادبیات کلاسیک وطنی

بگذریم همه این‎ها  گفته شد تا برسیم به سری کتابهای طلایی که در سالهای میانی دهه شصت، ته مانده آن از سالهای قبل، همدم ساعاتهایی طولانی در اوغات فراغت ما بودند. کتابهایی که با آنها قدم به دنیای رنگین قصه‎ها می‎گذاشتیم، همراه قهرمانانشان ماجراها و حوادث پر هیجان یا پند آموزی را شت سر می‎گذاشتیم. قصه‎هایی که هنوز رد آنها در ذهن و خاطر ما محو نشده‎اند و همچون خاطراتی شیرین از آنها سالها به یاد می‎آوریم، همچنان که چندین نسل پیش از ما نیز در این خاطرات سهیم بودند.

سری کتابهای طلایی از نظر سرو شکل، طراحی روی جلد، جذابیت‎های بسیاری برای بچه‎ها داشت، روی جلد اغلب این کتابها را نقاشی‎های رنگی بسیار زیبایی تشکیل می‎داد. در لابلای متن داستان نیز چند موقعیت به صورت نقاشی شده(سیاه و سفید)، چاپ شده بود که در محکم‎تر  شدن ارتباط خواننده‎ی کم سن و سال کتاب، با داستان و حال و هوای آن نقش تعیین کننده‎ای داشت، چرا که تجسمی عینی از شخصیت‎ها، فضا و مکان را نیز در اختیارش می‎گذاشت تا در طول داستان، آنها را بدین شمایل در ذهن مجسم کند. وجالب اینکه نگارنده پس از همه ی این سالها و با وجود دیدن فیلم دن‎کیشوت و یا خواندن کتاب آن، هنوز که هنوز است هروقت اسم دن‎کیشوت و دیگر شخصیت‎های این رمان را می‎شنوم، به همان شکل که در کتابهای طلایی نقاشی شده بود در ذهن مجسم می کنم.

انتخاب لگویی ثابت که در ذهن مخاطبان به سرعت جا افتاده و حک می‎شود، تنوع عناوین، جذابیت مضامین و البته چاپ بسیار خوب آن در آن زمان که حتی از بسیاری تولیدات امروزی نیز (با وجود تمام پیشرفت‎های تکنولوژیک) بهتر به نظر می‎رسد؛ این مجموعه را حاصل کاری به تمام معنا حرفه‎ای در زمان خود به نمایش می‎گذارد. رویکردی که حتی امروز نیز  به ندرت در میان ناشران شاهد آن هستیم. بی‎شک این حرفه‎ای‎گری در کار، کیفیت بالا تولیدات و پیشگام بودن در حوزه نشر؛ که در همه سازمانهای مرتبط به امیر کبیر شاهد بودیم حاصل بکارگرفتن چهره‎هایی مستعد و توانمند این حوزه از نویسندگان، مترجمان و حتی ویراستاران بود.

انتشار  یکسری کتابهای ترجمه‎ای برای کودکان و نوجوانان را که بعدا به علت نام ناشر آن  یعنی «سازمان کتابهای طلایی» وابسته به مؤسسه امیرکبیر، به کتابهای طلایی نیز معروف شد (البته استفاده از رنگ غالب طلایی در یونیفرم ثابت این کتابها نیز در این زمینه بی‎تاثیر نبود)، از ابتدای دهه چهل آغاز شد. اولین کتاب از این مجموعه «اردک سحر آمیز» نام داشت که مجموعه چهار داستان کوتاه بود ( گربه چکمه‎پوش، سفید برفی و هفت کوتوله و مارو لاک‎پشت) به سال ۱۳۴۲ منتشر شد. مترجم کتاب محمد رضا جعفری که بعدها ترجمه تعداد زیادی از این کتابها را بر عهده گرفت در مقدمه‎ای کوتاه اشاره به انتخاب این داستانها از میان داستانها و حکایت‎های خارجی کرده که بعید نیست نمونه‎های مابه در ادبیات فارسی هم داشته باشند. و در آخر نیز عنوان می‎کند که ترجمه‎اش تحت اللفظی نیست و سعی کرده مطابق ذوق بچه‎های ایرانی اندکی تغییر داده و ساده کند.

جالب اینکه روی جلد این کتابها، دریکی از اولین نمونه‎ها در حوزه نشر کتاب، هر کتاب دارای شماره ردیفی بود که این شماره‎ها و انتشار کتاب در قالب یک‎سری نقش تاثیرگذاری در خریداری و آرشیو کردن آنها  در میان مخاطبان آن سالها داشت. انتشار این کتابها که در نهایت به قریب هشتاد عنوان رسید تا نیمه دوم دهه چهل ادامه داشت و استقبال از نها باعث شد که تا میانه دهه پنجاه نیز مرتبا تجدید چاپ شوند. عناوین کتابها به گونه‎ای‎ست که در میان آنها هم آثاری برای مخاطبان کودک و هم مخاطبان نوجوان می‎توان یافت. تنوع این مجموعه به گونه‎ای‎ست که در آنها هم شاهد کتابهایی هستیم که حاصل ترجمه‎ و بازنویسی حکایت‎ها و داستان‎های کودکانه‎ هستند(پشه بینی دراز، گنجشک زبان بریده) و یا داستانهای اساطیری و فلکلوریک (اولیس و غول یک چشم، سندبادبحری، جک غول‎کش) و هم داستانهای نام آشنای نوجوانان که خاصه و ساده شده‎اند(هایدی، امیل و کاراگاهان،  شاهزاده و گدا) و یا آثار کلاسیک بزرگ ادبیات که آنها هم خلاصه و ساده شده‎اند(آیوانهو، دن کیشوت، دیوید کاپرفیلد) و نهایتا نمونه‎هایی انگشت‎شمار از فرهنگ و ادبیات خودمان(امیر ارسلان نامدار، ملا نصرالدین).

اولیس و غول یک چشم - از مجموعه کتابهای طلایی

اولیس و غول یک چشم – از مجموعه کتابهای طلایی

مترجمان مختلفی در این مجموعه همکاری داشتند که ناشر در این زمینه از برخی چهره‎های جوانی استفاده کرده بود که در سالهای بعد به نام‎هایی معتبر در حوزه ترجمه بدل شدند، نظیر ابراهیم یونسی، ایرج قریب، جسن پستا، محمد رضا جعفری و… هرچند که برخی از این مترجمان نیز ترجیح داده‎ بودند از نام مستعار استفاده کنند. مجموعه کتابهای طلایی دربرگیرنده آثاری بود اغلب جذاب، که بارها می‎شد آنها را خواند و درمیان آنها هر سن و هرسلیقه‎ای کتابهایی خورند خود می یافت. چه بسا بسیاری از بچه‎های این نسل‎ها ازطریق همین کتابها برای اولین بار با نام‎های برگ حوزه ادبیات آشنا شدند و اولین جرقه‎های میل اشتیاق آنان برای کتابخوانی زده شد. و جالب این که اکثریت قریب به اتفاق کتابهای طلایی از نثری بسیار پاکیزه برخوردارند، که در عین سادگی، نشان از تبحر مترجمان، نویسندگان و ویراستاران این مجموعه دارد. واقعیتی که در همه کارهای منتشر شده توسط امیرکبیر آن زمان می‎توان دید. چرا که این ناشر بود که برای اولین‎بار رویکردی حرفه‎ای به کیفیت ترجمه و به ویژه کار ویرایش از خود نشان داد.

شاید امروز نتوان به راحتی کتابهای طلایی را حتی در کهنه‎کتاب‎فروشان خیابان انقلاب پیدا کرد، اما خاطره‎ی شیرین و طلایی‎رنگ آن با ما که در دوره کودکی با آنها زندگی کردیم در اذهانمان باقی مانده.

راستی چرا امیر کبیر، حتی در این شکل بیمار دولتی‎اش فکری به حال این کتابها نمی‎کند تا دوباره به زیور چاپ آراسته شوند؟ کتابهایی که هنوز وقتی انها را ورق می‎زنی کهنه نشده‎اند و چه بسا تازگی و طراوت آنها به مراتب بیش از بسیاری تولیدات کتاب کودک امروز احساس می‎شود.

مجموعه کامل کتابهای طلایی را از اینجا دانلود کنید

http://koodaki.forumotion.com/t152-topic

در سال ۱۳۹۰ خبرهای آمد که :واحد کودک و نوجوان انتشارات امیرکبیر در نظر دارد کتاب‌های قدیمی و خاطره‌برانگیز حوزه‌ی بچه‌ها را دوباره چاپ کند.

البته امیدواریم لااقل این کتابها را دیگر حک و اصلاح سازنده نکنند!


برچسبها: , , , , , , ,

..... ..... .....

۳۴ پاسخ ها به “یاد و خاطره ی «کتابهای طلایی» انتشارات امیر کبیر”

  1. شاد گفته:

    دستتان واقعا درد نکند. من خیلی در اینترنت دنبال مطلب درباره ی کتاب های طلائی گشتم تا به این مطلب رسیدم. خیلی شادمان کردید.
    بی نهایت سپاس گزارم. بی نهایـــــــــــــــــــــــت…………………………

  2. رویا گفته:

    دستتان درد نکند. از سری کتابهاب علم برای کودکان و نوجوانان هم چیزی یافت نمی شود. دیروز یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی مشهد برای پایان نامه اش از این کتابها استفاده کرده بود که که من با دیدن آن کلی خاطره برایم زنده شد و کلی تعجب کردم که من که قبل از انقلاب از آنها استفاده کرده بودم در باره گوگل و کامپیوتر در آن توضیح داده شده بود شاید آن موقع چیزی سر درنیاورده باشم ولی حالا به خودم افتخار کردم که چنین کتابهایی را مطالعه کرده ام نه مثل دانشجویان بی سواد این زمان که موقع گرفتن لیسانس هنوز حروف الفبا را به ترتیب نمی توانند بگویند.

  3. عباس مهری اردستانی گفته:

    بغض و آه و اشک مجال هیچ سخنی به من نمی دهد. تنها باید گفت افسوس از این همه مظلومیت برای جاودان کتاب های طلائی که مرا در دومین نیمه از دهه پنجاه کتابخوان کرد آن هم به لطف انتشارات امیر کبیر .هنوز هم از آن گنجینه ی با ارزش ده دوازده تائی دارم و آنها را برای تنها فرزندم مانند جان نگهداری می کنم. آرزوهای بزرگ, بازمانده ی سرخپوستان, آرتور شاه و دلاوران میزگرد و …

  4. دکتر آناهیتا خدابخشی گفته:

    وقتی سال ۱۳۵۷ انقلاب شد ۳ ساله بودم و دست تقدیر من و خانواده ام را برای زندگی رهسپار دیر دیگری کرد، دمخور و عشق من و خواهر و بردار بزگترم کتابهای طلایی بود. عشقم به آن روزها و خاطرات را مدیون داستانهای این مجموعه کتابها هستم.
    دست همه آنهایی که برای زنده نگه داشتن خاطراتمان تلاش می کنند، درد نکند.

  5. ناشناس گفته:

    به زودی خبرهای بسیار خوبی درباره ی کتابهای طلایی خواهید شنید…. منتظر باشید.

  6. فرهاد47ساله کارمند شهربوشهر گفته:

    ازسال طالعه کتابهای طلایی ازسال ۵۲ یعنی ۹سالگی شروع شد باکتابهای طلایی اشناشدم ۳۰جلدکتاب بخش زیادی ازخاطرات دوران کودکیم درابادان راپرکرده بود.هرچند همه کتابهادرزمان جنگ تحمیلی ازبین رفت اماشمایکباردیگر
    خاطرات شیرین کودکی رابرایم زنده کردید.دیدن عکس کتاب درسایت واقعا برایم لذت بخش بودبه امیداحیا مجدد این اثر دوست داشتنی و مفید.

    متشکرم

  7. حسین دبیری گفته:

    من تقریبا نیمی از از کتابها رو دارم. اول برای برادرم اونها رو خریدن و من می خوندمشون. الان اگر کسی مجموعشو برای فروش داره کامنت بذاره .

  8. فرزانه گفته:

    منونم که این اطلاعات و گذاشتین خیلی وقت بود دنبال مطلبی در این مورد میگشتم نمی دونستم انتشارات الان اسمش چی شده واقعن دلم میخاد چند جلد از این کتابها رو داشته باشم چون اون موقع بچه بودم و بعد از خوندن نتونستم خوب نگهداریشون کنم واقعن یاد اون کتابها و عالم بچگی اشکم و در میاره . کاش انتشارات امیر کبیر دوباره با همون سبک وهمون نام این کتاب هارو دوباره چاپ کنه مطمئن باشه بیشتر از اونکه فکر میکنه خریدار پیدا میکنه البته

  9. حسین میمی گفته:

    سلام یادش بخیر من همیشه کتابهای طلایی رو با پدر و یا ماردم میخریدم چه کتابهای نازنینی بودن واقعا یادش بخیر اگه باز هم پیدا بگنم حتما میخونم

  10. محمدهوشنگی گفته:

    باسلام امروزداشتم خاطرات دوران کودکی رو درباره کتابهای بی نظیر طلایی برای همکارانم تعریف میکردم.متاسفانه به دلیل هدیه دادن این کتابها در دوران جوانی به بچه های فامیل این گنجینه ارزشمند رو از دست دادم والان در بدر بدنبال سری کتابها میگردم تا به فرزندم هدیه کنم وبرای اون هم خاطرات زیبایی رو در کودکیش بجا بذارم شاید باور نکنین ولی من بیش از هشتاد کتاب از این مجموعه رو در دوران کودکی مطالعه کردم وتاثیر زیادی در شکل گیری افکارم داشتن.
    امیدوارم که مجدداتجدیدچاپ بشن تا همه بتونن از مطالعه این کتابها لذت ببرن.

  11. مهسا گفته:

    سلام من اسم کتابهای طلایی رو از استادم شنیدم.خیلی دوست دارم کتابشو مطالعه کنم اما نمیدونم از کجا باید این کتاب جالبو خاطره انگیزو پیدا کنم:(
    ………………………………………….
    این سری کتابها تجدید چاپ نشده، تنها می توانید از کتاب کهنه فروش ها خریداری کرده (درصورتی که داشته باشند) و یا برخی از آنها را در اینترنت دانلود کنید.
    مد و مه

  12. نسرین گفته:

    من متولد سال ۳۹ هستم چند وقتی است که باکودک درونم در کنکاش گذشته. که کجا بودیم وبه کجا رسیدیم وامروزبه فکر این افتادم که حداقل از ان دوران هدیه ای به نوه هایم داده وبه انها بگویم ما از اسب افتاده هستیم نه از نسل افتاده وروزی می رسد که دوباره سوار بر اسب مراد شویم. منهم امیدوارم حداقل این کتابها را به عنوان یاد دوران قشنگ گذشته دانلود کنم وبه کودکان این دوره هدیه کرده تا انها هم از کتابهای طلایی زمان ما لذت ببرند.

  13. رضا گفته:

    سلام یادش بخیر جادوگر شهر زمرد-جک غول کش – سه تفنگدار ….

  14. کویم اخوان گفته:

    بارها پیش آمده به نام رمان بزرگی، یا فیلم با شکوهی برخورد کنم و در کمال شگفتی دریابم آن را خوانده‌ام در حالی که مطمئن بودم نسخه اصلی آن را هرگز ندیده‌ام!یا مثلا اطلاعاتم در مورد کشف آمریکا از کجا آمده؟ و بعد ها متوجه شده‌ام در کودکی خلاصه بسیار مفیدی از آن را در کتابهای طلایی خوانده‌ام! امیدوارم متخصصی پیدا شود و هنر خلاصه نویسی این کتابهای گرانبها را به تحقیق نشیند. بعضی از کتابهایی که در این مجموعه منتشر شده هرگز اقبال ترجمه کامل را نیافته‌اند و یا با سالها تاخیر مورد توجه ناشران و مترجمان قرارگرفته‌اند. مانند “آخرین باز مانده سرخپوستان(=آخرین موهیکان)” ، “لورنا دون” ، “اسپارتاکوس” ، “امیر ارسلان نامدار” ، …تا جاییکه یادم مانده سری کتابهای “گردونه تاریخ” هم که زندگی و مشاهیر تاریخ غرب را برای نوجوانان بازگو میکرد هم از انتشارات امیرکبیر بود؟ اگر هم نبوده فرقی نمیکند “امیرکبیر” در فرهنگ ما نام بزرگی بود که به سرنوشت امیرکبیر دچار شد!

  15. آشنا گفته:

    سلام. چقدر خوشحال شدم که خاطرات دوران کودکی ام یک بار دیگر زنده شد. من با کتابهای طلایی انس و الفتی خاص داشتم.از دیدن تصویر کتابهای طلایی چقدر ذوق کردم. به قول استاد افتخاری : ای دریغا برنگردد کودکی

  16. فرشید گفته:

    سلام.

    باید به همه این خبر رو بدم که تمام ۸۶ جلد کتاب طلائی که همه ازش خاطرات فراوانی داریم به همت آقای پوریا-کیانوش جمع اوری و توی سایت قابل دانلود کرده که از این بابت باید همگی ممنون ایشان باشیم.
    اینم لینکش :
    http://koodaki.forumotion.com/t152-topic

    من که وافعا دعاش کردم

  17. الهه گفته:

    سلام
    وقتی بچه بودم کتاب “پری دریایی” رو مادرم بهم داد اما جلد نداشت و من نمی دونستم جزو کتابهای طلایی انتشارات امیرکبیر هست.
    حالا خیلی خوشحالم که تونستم پیداشون کنم
    از تون متشکرم.
    و همینطور از فرشید به خاطر لینک عالیش

  18. جمشید گفته:

    خدا خیرتون بده

  19. yas گفته:

    بخندم یابگریم بر روزگار خوش کودکی.ممنون ازمطلب خواندنی وجالبی که قرار دادین.

  20. مریم گفته:

    بچه که بودم همیشه کتابفروش محله مون صدام میکرد مریم جون بیا کتابهای طلایی جلد جدیدش اومد ۲۵جلد رو داشتم یادش بخیر چه خوب بود میتونستم دوباره دانلودش کنم یا بخرم برای پسرم
    …………………………………..
    سلام
    اگر جستجو کنید می توانید لینک دانلود آنها را در فضای مجازی پیدا کنید…

  21. مریم گفته:

    ببخشید بجای دانلود نوشتم دهنلود

  22. مهمد مهدی گفته:

    بعضی ازکتاب های طلایی دارم اردک سحرامیز کفش بلورین فندق شکن پشه بینی دراز اولیس وغول یک چشم شاهزاده های پرنده سفید برفی وگل سرخ هایدی پری دریایی صندو پرنده ملانصردین پسرک بندنگشتی پسر پرنده شاهزاه موطلایی سلطان ریش بزی جادوگر شهر زمرد الیس درسرزمین عجایب جک غول کش شاهزادهطاووس ملکه زنبورها سنگ اسیاب سحرامیز دختر مهربان ستاره ها ارزوهای بزرگ فندک جادو

  23. مهمد مهدی گفته:

    من عاشق داستان کفش بلورین هستم

  24. مهمد گفته:

    کتاب های طلایی راخیلی دوست دارم البته بعضی از کتاب های طلایی رادارم سفید برفی وگل سرخ کفش بلوری پری دریایی الیس درسرزمین عجایب سلطان ریش بزی جادوگر شهر زمرد فندوق شکن

  25. خورشید گفته:

    منم خیلی دوست دارم سری کامل این کتابها رو داشته باشم چون به اون علاقه دارم بخاطر تجدید دوران کودکییم.

  26. لاله گفته:

    چرا کتاب های طلایی تجدید چاپ نمیشوند.

  27. قمر گفته:

    من از کتاب های طلایی خوشم می اید. انهایی که دوست دارم….کفش بلورین پری دریایی سفید برفی وگل سرخ الیس در سرزمین عجایب سلطان ریش بزی شازاده خانم طاووس شازاده های پرنده صندوق پرنده پسر پرنده هرکول فندوق شکن پشه بینی رازجادوگر شهر زمرد دختر مهربان ستاره هاملانصردین پسرک بندنگشتی تام سایر ارزو های بزرگ شازاده موطلایی فندک جادو سه تفنگ دار دیوی کاپر فیلد بانوی چراغ به دست جک غول کش اردک سحرامیز ملکه زنبور سنباد بحری سنگ اسیاب سرامیز لرنادون

  28. ایاز گفته:

    من در ان زمان که کتاب های طلایی بود.۸۶جلدش داشتم

  29. ایاز گفته:

    مادرم کتاب های طلایی راخوانده.امامن نخواندمشان. انهایی که خانده بود…..کفش بلورین سفید برفی وگل سرخ پری دریایی سلطان ریش بزی الیس درسرزمین عجایب شازاده خانم طاووس شازاده های پرنده جادوگر شهر زمرد ملانصردین دختر مهربان ستاره هاهرکول امیر ارسلام نامدار بانوی چاغ به دست دن کیشوت ادمک چوبی بازماند سرخ بوستان سنگ اسیاب سحرامیزا ارزوهای بزرگ فندک جادو پسرک بندنگشتی صندوق پرنده سفر های گالیور سفر های مارکوپولواولیس وغول یک چشم فندوق شکن پشه بینی درازسنباد بحری اردک سحرامیز اردک سحرامیزهایدی دیوید کاپرفیلد شازاده مو طلایی اسپار تاگوس

  30. لیزا گفته:

    کتاب های طلایی رادوست دارم

  31. نلى گفته:

    سلام دوستان
    کسی مجموعه این کتابها رو داره که بخواد بفروشه؟

  32. فرخ گفته:

    ممنونم.

    دستتون درد نکنه،

    همه رو دانلود کردم. اونهایی هم که بصورت فایل عکس بودن با کیفیت عالی به فرمت PDF تغییر دادم که بتونم راحتتر بخونم.
    این کتابها پیش از تولد من منتشر شدن ولی من چندتایی رو داشتم و همیشه دلم میخواست بقیه کتابهایی که پشت جلد نوشته رو تهیه کنم و بخونم…
    خیلی ممنون.

  33. سیاوش گفته:

    سلام دوستان من این کتابهارو برای پسرم می خوام کسی هست که بتونه کمک کنه؟
    silogh@gmail.com

  34. ادیب گفته:

    انقلاب که شد یازده ساله بودم وکتابخوان. آن موقع سری کتاب هایی بود به نام ( کتاب های طلایی).خیلی عالی. بعدها کتاب های سری ( به من بگو چرا) آمد که ارزشمند بودند و همچنین (قصه های خوب برای یچه های خوب)

درج یک دیدگاه


هشت × 2 =